فوت تو رخنه اى در اسلام پديد آمد ، و مقدّرات الهى بر كوشش من در حقّ تو غلبه كرد ، سپس قبر پدرش هارون را شكافت و آن جناب را در گور هارون كنار او به خاك سپرد ، و گفت : اميدوارم خداوند تبارك و تعالى بواسطهء نزديكى اين جنازه بپدرم نفعى رساند ، ( اين خبر از طريق عامّه ( سنيها ) بود ) .
باب 62 ذكر خبرى ديگر در وفات آن حضرت - عليه السّلام - از طريق شيعيان
1 - احمد بن زياد بن جعفر همدانىّ - رضى الله عنه - گويد : علىّ بن ابراهيم قمّى گفت : ياسر خادم براى من نقل كرد كه در راه در جايى كه ميان ما و طوس هفت منزل راه باقى مانده بود ، ابو الحسن عليه السّلام بيمار شد ، و تا ما بطوس رسيديم بيمارى آن حضرت شدّت يافت ، و چندين روز در طوس اقامت كرديم ، و مأمون روزى دو بار بعيادت او مىآمد ، و در روز آخرى كه در آن روز حضرت از دنيا رفت كه بسيار هم ضعيف شده بود ، بعد از اينكه نماز ظهرش را بجاى آورد به من گفت : اى ياسر ، اين مردم چيزى نميخورند ؟ عرضكردم با اين وضعى كه شما داريد اى سرور من چطور مىتوانند چيزى بخورند ، حضرت