نيشابور بسند مذكور در متن از ريّان بن شبيب - دائى معتصم عبّاسى و برادر ماردة ( كنيز هارون الرّشيد ، مادر معتصم ) - روايت كرد كه گفت : چون مأمون خواست براى خود به امير المؤمنينى و براى حضرت رضا به ولايتعهدى و براى فضل بن سهل ( ذو الرّياستين ) به وزارت از مردم بيعت گيرد ، دستور داد سه مبل يا صندلى مخصوص مرتب كردند ، و هر يك بر يكى از آنها قرار گرفت ، بعد اذن داد مردم براى بيعت وارد شوند ، مردم از درى داخل مىشدند و با دست دادن بدين صورت كه آن سه تن دست راست خود را پشت به آسمان نگهداشتند ، و مردم كف دست رو به بالا به زير دست آنان از آخر شستها تا بالاى انگشت كوچك مىكشيدند ، و از در ديگر بيرون مىشدند ، تا در آخر پس از بيعت همهء افراد ، جوانى از انصار پيش آمد و به عكس قبلىها دست داد ( يعنى شست خود را زير انگشت كوچك امام قرار داد و به طرف شست امام كشيد ) و حضرت لبخندى زده فرمود : همه به صورت فسخ بيعت دست دادند ، ولى اين جوان به صورت عقد بيعت عمل كرد ، مأمون پرسيد عمل فسخ چگونه است و عمل عقد چگونه ؟ امام عليه السّلام فرمودند : عقد بيعت دست دادنش از آخر انگشت
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 583
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٥٨٣