تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
شده و اكنون در رباط سعد است ، مرد به خيال افتاد كه نزد آن حضرت رود و گرفتارى و ناراحتى خود را به آن جناب بگويد تا دستور داروئى كه نافع حال او باشد را بدهد ، لذا آهنگ آن مكان كرده و بسوى رباط سعد رهسپار گشت و بر حضرتش وارد شد ، و به اشاره و آن طور كه ممكن بود گفت : يا ابن رسول الله مسألهء من چنين و چنان است ، و دهانم متلاشى شده و زبانم از كار افتاده بقسمى كه قادر نيستم حرف بزنم مگر با سختى ، اگر مرحمت بفرماييد دوائى برايم معرّفى كنيد ممنونم ، امام عليه السّلام فرمود آيا در ( خواب ) به تو ياد نداديم ؟ ( كه چه كن تا ناراحتى دهانت و كندى زبانت بر طرف شود ) برو و همان كه در خواب تعليمت كرديم انجام ده بهبودى مىيابى . مرد گفت : يا ابن رسول الله اگر مصلحت ميدانى بار ديگر دارو را بيان فرما ، حضرت فرمود : زيره و آويشن را با نمك بكوب و دو يا سه بار در دهان بگردان علاج خواهى يافت . مرد گويد : من اين دستور را مطابق فرمايش حضرت به كار بسته و صحّت يافتم ، ابو حامد احمد بن علىّ بن الحسين ثعالبىّ گويد : من از ابو احمد عبد الله بن عبد الرّحمن مشهور بصفوانىّ شنيدم كه ميگفت : من آن مرد را ديدم و از خود او اين حكايت را شنيدم .
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 511 | الشيخ الصدوق / على اكبر غفارى / حميد رضا مستفيد