علىّ ! از جانب خدا و از جانب من وليّ ( امام و سرپرست ) مؤمنين هستى ، پس هر كس آن را تصديق نمايد و قبول كند و معترف بدان باشد بسوى نعيم جاودانهء بهشت رهسپار است .
محمّد بن يحيى صولىّ گويد : ابو ذكوان - پس از نقل اين خبر كه خود آن را بدون سؤال من آغاز كرده بود - گفت : اين حديث را از چند جهت براى تو نقل ميكنم ، چون تو از بصره ( تا سيراف كه هفت روز راهست ) بديدن من آمده اى ، يك جهت اينكه راوى آن عموى تو ( ابراهيم بن عباس صولىّ ) است كه براى من اين حديث را افاده فرمود ، و ديگر اينكه من همهء اوقات به علم لغت و اشعار مىپرداختم و به غير اين دو علم ذوقى نداشتم ، تا رسول خدا - صلَّى الله عليه و آله - را در خواب ديدم در حالى كه مردم به او سلام ميكردند و حضرت سلامشان را پاسخ ميداد ، من پيش رفته سلام كردم ، حضرت سلام مرا جواب نداد ، عرضكردم :
يا رسول الله ! آيا من از امّت شما نيستم ؟ فرمود : چرا از امّت من هستى لكن آن حديثى را كه راجع به نعيم از ابراهيم شنيدى براى مردم بگو ، صولى گويد : و اين حديث را عامه از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله روايت مىكنند ، ولى بدين صورت كه در آن ذكر « نعيم » و آيه و تفسير آن نيست ، و تنها روايت مىكنند كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمود : اوّل چيزى كه در روز قيامت از بنده سؤال مىشود شهادت بتوحيد
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 285
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٨٥