تعطيل و يا باطل نمودن احرام عمره است ، و براى اينكه حجّ بدون عمره نباشد و ميان آن دو فاصله افتد و از يك ديگر تميز داده شوند .
و رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمود :
عمره بحجّ منضمّ شد تا روز قيامت ، و عمره واجب ديگرى است سواى حجّ ، و اگر رسول خدا صلَّى الله عليه و آله سياق هدى نكرده بود يعنى قربانى بهمراه خود نياورده بود و از براى او جايز نبود كه محلّ بشود تا قربانيها را به محل خود برساند ، او نيز مانند ديگران محلّ ميشد و از احرام عمره خارج ميگشت قبل از اينكه قربانى كند ، و از همين رو فرمود : اگر پيش از اين مانند شما قربانى بهمراه نياورده بودم آخرين عمل خود را بجاى مىآوردم چنان كه شما را بدان امر كردم ، يعنى پيش از قربانى سر ميتراشيدم يا تقصير مىكردم ، لكن من سوق هدى كردم و سائق هدى نميتواند از احرام خارج شود تا اينكه قربانى كند .
مردى در اين ميان برخاست و گفت : يا رسول الله ما بيرون ميرويم در حالى كه حاجّ هستيم و حال اينكه از سرهاى ما آب جنابت ميچكد ؟ ( مرادش غسل جنابت بود ) ، رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمودند : هرگز تو بدين حكم ايمان نخواهى آورد .
و اگر بپرسد : چرا ايّام حجّ ، دههء اول ذى الحجّه مقرّر گشته است ؟ پاسخ آنست كه : خداوند متعال خوشداشت كه در ايّام تشريق با اين عبادت به دو تقرّب
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 258
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٥٨