و عقابش محقّق نخواهد بود ، و در اين صورت آن موجب فساد عالم و ابطال و براندازى ربوبيت او خواهد بود .
پس اگر كسى گويد : چرا خداوند بندگان را امر و نهى فرموده ؟ پاسخ او اينست كه بقاء و دوامشان و صلاح و امنيّتشان وابسته به امر و نهى و جلوگيرى و بازداشتن از فساد و چپاول اموال بود .
و چنانچه سائلى بپرسد : چرا آنان را بعبادت و بندگى فرمان داد ، جواب گفته مىشود كه تا او را از ياد نبرند ، و آئين او را رها نكنند ، و امر و نهيش را ببازى نگيرند ، زيرا در آن آرامش و دوام ايشان است ، اگر آنان بدون دستور عبادات رها مىشدند و روزگار بر آنان دوام مىيافت ، دلهايشان سخت شده و بيرحم و سنگدل مىگشتند .
پس اگر فردى بپرسد : چرا به نماز مأمور گشتند : جواب آنست كه در نماز اقرار بمالكيّت خداوند است و اين صلاح عموم است ، زيرا در آن رها كردن معبودان ديگر و گذر كردن از همهء آنها و رسيدن به پيشگاه خداوند جبّار است با كمال كوچكى و اظهار ذلَّت نيازمندى و خضوع و خشوع ، و اعتراف به بندگى
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 211
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢١١