گرفتارى هم از جانب خالقشان است كه خود باب اختلاف و مشاجره و فساد را بازكرده ، چرا كه آنان را بطاعت دو امام مختلف الرأى در يكزمان فرمان داده است .
و دليل ديگر اينكه اگر دو پيشوا و ولى در كار بود ، متخاصمين بهر كدام كه خود مايل بودند مراجعه مىكنند و حكم هيچ كدام در حقّ آن ديگر نافذ نيست چون وى او را قبول نكرده و اطاعتش را بر خود واجب نمىداند ، و هيچ كدام هم سزاوارتر از ديگرى بحكومت نبودهاند ، پس همهء حقوق و احكام و حدود باطل و عاطل مىماند ، و از جملهء علَّتها اينست كه هيچ يك از اين دو امام و پيشوا به فرمان صادر كردن و داورى كردن و امر و نهى نمودن سزاوارتر از آن ديگر نيست ، و اكنون كه اين چنين است بر هر دو لازم و ضرورى است كه شروع به نظر دادن كنند و بيان حكم را بنمايند ، و هيچ كدام نيز حقّ ندارد از آن ديگر به گفتن كلامى سبقت جويد ، چرا كه هر دو در مقام مساويند و رجحانى بر ديگرى ندارند ، و چنانچه بر يكى از آن دو سكوت روا باشد ، بر ديگرى نيز سكوت جايز است ، و چون بر هر دو سكوت جايز شد حقوق و احكام ضايع ميماند ، و حدود الهى باطل ميگردد ، چنان مىشود كه گوئى مردم اساسا امام و
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 206
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٠٦