حوض كوثر ممنوع ميشوند ، چنان كه اشتران غريب را از آبشخور ميرانند و مانع ميشوند ، و من مىگويم : پروردگارا ! اصحابم ؟ ! اصحابم ؟ ، يعنى اينها ياران منند ، من آنان را ميشناسم ، به من پاسخ داده مىشود كه : تو نميدانى پس از تو چه حوادثى ايجاد كردند . و ايشان را گرفته و رو به جانب چپ مىبرند ( بسوى أصحاب الشّمال ) ، و من ميگويم :
« بعدا لهم و سحقا » دورى باد آنان را و نابودى باد ايشان را . آنگاه حضرت رضا عليه السّلام فرمود : آيا اين گفتهء رسول خدا صلى الله عليه و آله براى كسى است كه تغيير و تبديل در دين نداده است ؟ 34 - و به همين سند از احمد بن محمّد بن اسحاق طالقانىّ از پدرش روايت كرده كه گفت : شخصى در خراسان سوگند ياد كرد كه زنم مطلَّقه و بر من حرام باشد اگر راست نگويم كه معاويه از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله نبود ! - و اين در هنگامى بود كه حضرت رضا عليه السّلام در خراسان بود ، فقهاى آنجا و اطراف فتوا دادند كه زنش مطلَّقه است - و از آن حضرت پرسيدند ، فرمود : زنش مطلَّقه نيست . فقها جمعا نامه اى نوشتند و به آن جناب ارسال داشتند كه در آن نوشته بود : از كجا و به چه دليل گفته اى آن زن مطلَّقه نيست اى پسر رسول خدا ؟ ! حضرت در كنار نامهء آنان مرقوم فرمودند كه : اين را از روايتى كه خودتان نقل كردهايد از ابو سعيد خدرىّ كه رسول خدا صلى الله عليه و آله بعد از فتح مكَّه به كسانى كه در
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 168
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٦٨