خداوند را داستان بالاتر است .
سپس رو به مأمون نموده ، فرمودند : وقت نماز شده است ، عمران گفت :
مولاى من ، سؤال مرا قطع نكن ، دلم نرم شده است ! فرمودند : نماز ميگذاريم و بازمىگرديم ، سپس برخاستند و مأمون نيز از جاى برخاست ، حضرت در داخل ( اندرونى ) نماز خواندند و مردم به امامت محمّد بن جعفر ( عموى حضرت ) در بيرون نماز گزاردند ، سپس بيرون آمده و به جاى خود بازگشتند و عمران را فراخوانده ، فرمودند : سؤالهايت را عنوان كن ، گفت : بفرمائيد :
آيا يكتائى خداوند به حقيقت درك مىشود يا از روى وصف ؟ حضرت فرمودند : خداوند ايجادكنندهء يكتا ، همان موجودى كه از اوّل بوده است ، هميشه يكتا بوده بدون اينكه چيزى به همراهش باشد ، تك است و دومى ندارد ، نه معلوم است و نه مجهول ، نه محكم است و نه متشابه ، نه در يادهاست و نه فراموش شده ، و نه چيزى است كه نام چيز ديگرى از اشياء غير از خودش بر او نهاده شود ، اين طور نيست كه از وقتى ( خاصّ ) موجود شده باشد ، و تا وقت
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 348
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٣٤٨