مدّتى به همان حالت نشستند ، سپس حركتى كرده ، از جاى برخاستند .
( محمّد بن يحيى بن عمر بن علىّ بن ابي طالب - از سادات - نيز گويد : من خود شاهد سخنان حضرت در آن مجلس بودم ) .
حضرت ، حمد و ثناى الهى بجاى آورده ، و بر پيامبر اكرم و اهل بيتش درود فرستاده آنگاه فرمودند :
مرحلهء اوّل در عبادت خدا ، شناخت اوست ، و پايه و اساس شناخت خداوند منحصر به فرد ( 1 ) دانستن اوست ، و قوام و اساس توحيد اين است كه صفات ( زائد بر ذات ) را از ذات خداوند منتفى بدانيم ( 2 ) زيرا عقل انسان خود گواهى مىدهد كه هر چيزى كه از صفت و موصوفى تركيب شده باشد ، مخلوق است ، و هر مخلوقى نيز خود شهادت مىدهد كه خالقى دارد كه نه صفت است و نه موصوف . و هر صفت و موصوفى هميشه بايد با هم همراه
هامش
( 1 ) . توحيد يعنى : منحصر به فرد دانستن خدا ، و نه يكى دانستن خدا ، معناى توحيد اين نيست كه بگوئى خدا يكى است و دو تا نيست ، بلكه توحيد به اين معنى است كه خدا تك است و مثل و مانند ندارد ، حتى ضدّ هم ندارد . بعبارت ديگر توحيد به اين معنى نيست كه خدا يكى است و دو تا نيست بلكه به اين معنى است كه تك است و دومى ندارد .
( 2 ) . اشاعره معتقدند كه هر صفتى از صفات خداوند ، مانند علم ، قدرت و داراى حقيقتى است جداى از ذات خداوند و مغاير با آن ، ولى طبق تعاليم ائمّه - عليهم السّلام - اين قبيل صفات ( يعنى صفات ذات ) عين ذات خداوند هستند ، علم خدا ، چيزى غير از ذات خدا نيست ، قدرت خدا نيز چيزى جداى از ذات او نيست . بلكه علم خداوند عين ذات او است ، قدرت او نيز عين ذات او است ، و همچنين است ساير صفات ذات . ( اقتباس از مرحوم سيّد هاشم حسينى طهرانى در پاورقى توحيد صدوق ص 35 ) .