كتف يا لوحى بياوريد تا براى ابى بكر چيزى بنويسم كه هيچكس در مورد او اختلاف نكند . عبد الرحمن بن ابى بكر در آن هنگام حاضر بود ، چون رفت كه كتف را بياورد به پندار وى او را بازگرداند و گفت : اى ابو بكر خدا و مؤمنان نمىپسندند كه كسى دربارهء تو اختلاف كند . و مطالب ديگرى كه او ساخته و يا بر زبانش گذاشته شده ، در برابر روايات صحيح و نصوصى كه بر جانشينى على پس از پيامبر صراحت دارند .
( 1 ) اگر ما در مقام بحث بپذيريم كه ابو بكر آن روز با مردم نماز گزارده باشد ، در اين كار چه دليلى بر درستى خلافت او وجود دارد ؟ درحالىكه امامت در نماز نه كار مهمى است كه بر عظمت امام جماعت دلالت كند و نه از ويژگيهاى رهبر مسلمانان است ، بلكه هر كس آن را انجام دهد درست است . بويژه نزد اهل سنت كه امامت را براى ناشناختهترين و گمنامترين مردم نيز روا مىشمارند ، حتى با وجود كسى كه از او داناتر و خوشنامتر باشد ، و در صحت آن جز اظهار اسلام چيزى را شرط نمىدانند .
مسلمانان در روزگار پيامبر خو كرده بودند كه برخى امام ديگرى گردد . پيامبر نيز آنان را به اين كار تشويق مىنمود و كسى براى شخصى كه امامت نماز را بر عهده مىگرفت مزيت و فضيلتى بر ديگر افراد مردم قائل نبود .
( 2 ) هنگامى كه پيامبر از آن نماز كه براى انجامش رفته بود به خانه بازگشت ، ابو بكر و عمر و گروهى از مسلمانان حاضر در مسجد خواست .
ايشان كسانى بودند كه با نپيوستن به سپاهى كه در جرف اقامت داشت پيامبر را پريشان خاطر ساخته بودند . پيامبر به ايشان فرمود : آيا به شما فرمان ندادم كه سپاه اسامه را حركت دهيد ؟ گفتند : چرا اى رسول خدا . فرمود :
پس چرا فرمان مرا به تأخير انداختيد ؟ ابو بكر گفت : من رفتم سپس برگشتم تا با شما ديدارى تازه كنم ، و عمر بن خطاب گفت : من حركت نكردم زيرا دوست ندارم كه از رهگذران حال تو را جويا شوم . پيامبر ( ص ) فرمود :
سپاه اسامه را حركت دهيد ، و سه بار اين فرمان را تكرار نمود . سپس از رنج
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 412
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٤١٢