دربارهء او نازل فرمود :
« وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَ لا تَفْتِنِّي أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ »
( توبه / 49 )
( و از ايشان كسى است كه مىگويد به من اجازه بده و مرا به فتنه نينداز ، هشدار كه در فتنه افتادهاند و دوزخ كافران را فرا گرفته است . )
( 1 ) چون پيامبر ( ص ) آيه را بر مردم تلاوت فرمود ، پسرش به نزد او آمده گفت : آيا به تو نگفتم به زودى قرآن دربارهء تو نازل خواهد شد و مسلمانان آن را خواهند خواند ؟ پدرش به او گفت : اى فرومايه خاموش باش ، به خدا سوگند هرگز چيزى به تو نمىدهم ، تو از محمد بر من سختگيرترى . سپس جدّ به سست كردن قومش در جهاد و بازداشتن ايشان از خروج پرداخت .
گروهى از منافقان نيز گفتند در اين فصل حركت نكنيد و منتظر باشيد تا فصل گرما به پايان برسد . از اينرو خداوند چنين نازل فرمود :
« وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَ لْيَبْكُوا كَثِيراً جَزاءً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ »
( توبه / 82 - 81 )
( گفتند در گرما حركت نكنيد . بگو آتش دوزخ گرمايش سختتر است اگر بفهمند . پس بايد بخاطر آنچه كردهاند كم بخندند و بسيار بگريند ) .
( 2 ) در كتابهاى سيره و جز آن آمده است كه هشتاد و دو تن از مردان به نزد پيامبر ( ص ) آمده از حركت به همراه او عذر خواستند ، ولى پيامبر عذر هيچ يك را نپذيرفت . آنگاه گروهى از ايشان بىجهت در خانههاشان باقى ماندند و خداوند دربارهء ايشان چنين نازل فرمود :
« وَ جاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الْأَعْرابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَ قَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ »
( توبه / 90 )
( عذرآوران و بهانهتراشانى از اعراب آمدند تا به آنان اجازه داده شود ، و كسانى كه خدا و رسولش را دروغ شمردند در خانه نشستند . زود باشد كسانى از ايشان كه كفر ورزيدند دچار عذابى دردناك شوند . )
( 3 ) پيامبر ( ص ) باخبر شد كه گروهى از منافقان در خانهء يكى از يهود گرد