يكى از دو طرف صلحكننده گرايش يافتند .
( 1 ) پس از جنگ مؤته بنى ديل يا دؤل از قبيلهء بنى بكر تصور كردند كه فرصتى پيش آمده تا انتقام كينههاى ديرينهء خويش را از خزاعه ، همپيمان مسلمانان ، بگيرند و گمان مىكردند مسلمانان پس از ضربهاى كه در جنگ مؤته خوردهاند توان يارى همپيمانان خويش را ندارند . عكرمة بن ابى جهل و صفوان بن اميه و حويطب بن عبد العزى و مكرز بن حفص و ديگر سرشناسان قريش نيز آنان را تحريك مىكردند و نفرات و اسلحه در اختيار ايشان گذاردند . آنگاه بنى بكر به خزاعه كه در كنار آبى بنام و تير بسر مىبردند شبيخون زده ، بيست تن از ايشان را كشتند . اين حادثه در شعبان سال هشتم هجرى روى داد . خزاعه به حرم پناه بردند و سپس به خانهء بديل بن ورقاء در مكه رفته از پيمانشكنى قريش و بنى بكر با پيامبر ( ص ) به وى گله كردند . سيرهنويسان مىگويند ابو سفيان با اين تجاوز موافق نبود ، زيرا اين كار شكستن پيمان صلح ميان قريش و محمد ( ص ) به شمار مىآمد و ناچار خزاعه از پيامبر ( ص ) يارى مىخواستند .
گروهى از خزاعه به مدينه رفتند و چون بر پيامبر ( ص ) وارد شدند عمرو بن سالم خزاعى ابيات زير را خواند :
« خداوندا من محمد را كه پدر ما و او از يك شاخهاند آگاه مىكنم .
كه قريش بر خلاف وعدهء خود با تو رفتار كردهاند و پيمان استوار تو را شكستهاند .
آنان در هجير نيمه شب به ما شبيخون زدند و ما را در حال ركوع و سجود كشتند » .
( 2 ) چون اشعارش را به پايان رساند نشست و آنچه را از بنى بكر و قريش بر سر ايشان رفته بود براى پيامبر بازگو نمود و از آن حضرت براى مقابله با قريش و بنى بكر يارى خواست . ديگر اعضاى هيئت خزاعه نيز داستان شبيخون قريش و همپيمانش را براى آن حضرت بازگو كردند .
در روايت واقدى آمده است كه پيامبر در اين هنگام فرمود :
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 260
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٢٦٠