( 1 ) اما در مسئلهء پيامبر و زنان متعدد او ما در آغاز اين فصل يادآور شديم كه هدف پيامبر از ازدواج ، آنچنان كه بسيارى از مردم و افراد نادانى از مسلمانان پنداشتهاند ، تنها سير كردن هوس جنسى نبوده است . بر اين نظر دليلى بهتر از اين وجود ندارد كه وى در روزگار جوانى كه از حادّترين دورههاى زندگى انسان است از ازدواج و خوشيها و امور دنيوى بطور كلى روىگردان بوده و سختترين دشمنان او نتوانستند او را به امرى از اين گونه متهم سازند . و او در حالى با خديجه ازدواج نمود كه او چهلساله بود و اين زن گرانمايه در طى بيش از بيست و پنج سال تنها زن وى بود و او جز وى زن ديگرى را نمىشناخت - و پس از مرگ خديجه ، پيامبر كه پنجاه و هفتساله بود ، چندين زن گرفت كه بزرگسال بودند و بيشترشان اداره كنندهاى نداشتند و بر پيامبر بىسرپرست ماندن آنان و اينكه آنان را در معرض خوارى و كوچك شدن باقى گذارد سخت آمد و خواست آنان را از گرفتارى و تنگدستى كه دچارش بودند رهايى بخشد . ما نمىخواهيم ادعا كنيم كه هدف وى از ازدواجهايش تنها همين يك سبب بوده است ، بلكه ممكن است علل ديگرى نيز داشته كه مصلحت برتر اسلام آنها را پيش آورده باشد .
( 2 ) علاوه بر آنكه پيامبر ( ص ) روزش را در مبارزه و جهاد براى بالا بردن كلمهء خدا و استوار ساختن پايههاى اسلام مىگذراند و شبش را در بندگى و تلاوت كتاب خدا .
خداوند در كتاب خود او را اين گونه توصيف فرمود :
« يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا »
( مزمل / 4 - 1 )
( اى گليم به خود پيچيده ، شب را برخيز ، مگر اندكى از آن را . نيمشب را برخيز ، يا كمى از آن بكاه ، يا بر آن بيفزا ، و قرآن را بگونهاى خاص ترتيل كن ) .
« إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنى مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ وَ اللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتابَ عَلَيْكُمْ . »
( مزمل / 20 )