كار آپولودور و اراتوستن بنيان نهاد . شايان ذكر است كه براى اين دو تن ، تاريخ تصرف تروا ( 3 / 1184 پ . م ) نقطهى آغاز زمان تاريخى محسوب مىشد . دورهى سوم كه كتابهاى هفدهم تا چهلم به آن اختصاص يافته ، از مرگ اسكندر ( 323 پ . م ) آغاز شده تا زمان ديودور را دربرمىگيرد . اين دوره به عصر يونانىمآبى ( هلنيسم ) معروف است .
منابع ديودور در نگارش كتابخانه تاريخى
يكى از مهمترين موضوعاتى كه توجه بسيارى از مورخان و پژوهشگران را از ميانههاى سدهى نوزدهم به خود جلب كرد ، موضوع منابع ديودور در نگارش كتابخانه تاريخى است . دو ديدگاه در اين زمينه وجود دارد ، ديدگاه نخست ، ديدگاه سنتى است و ولكاردسن براى نخستين بار آن را در سال 1868 م . مطرح كرده و پيشآهنگ آن است . « 1 » براساس نظر وى ، ديودور براى شرح وقايعى كه در يك دورهى زمانى مشخص روى دادهاند ، تنها به نوشتهى يك مورخ پيش از خود استناد مىكرد و آن را در اثر خويش مىآورد . « 2 » به سخنى ديگر ، او در نقل يك رويداد تاريخى ، روايات منابع مختلف را مقابله و تحليل نمىكرده ، بلكه نوشتهى يك مورخ را دربارهى آن رويداد پيش روى خود مىگذارده و به شيوهاى « مكانيكى » از آن رونويسى مىكرده است . شوارتز « 3 » ، جاكوبى « 4 » ، مورى « 5 » ، هورن بلوئر « 6 » و استيليانو « 7 »
هامش
آريانا براى نخستين بار كلمهى ايران را در معناى سياسى آن به كار برد و منظور از آن قسمتى از قلمرو پادشاهى سرنگون شدهى پارس بود كه در آن زمان استقلال خود را بازيافته بود .
( 1 ) .C . A . Volquardsen , Untersuchungenub rediequellenderg riechishen , undsicilischenGe schichten beiDiodor , Kiel , 1868( 2 ) .One - periodone - bo okhistoriography( 3 ) .Ed . Shawartz , RE , V 1 , 1903 , 663 - 704 , s . u . Diodorus 38( 4 ) .F . Jacoby , DieFragmentederg riechishenHistor iker , Berlin , 1926( 5 ) .O . Murray , « HecataeusofAbder aandPharaonicKin gship , JEA 56 , 1970 , pp . 141 - 171( 6 ) .J . Hornblower , Hi eronymusofCardia , Oxford , 1981( 7 ) .P . J . Stylianou , AcommentaryonDio dorusSiculusBook 15 , Oxford , 1998