بخورند . همچنين در برخى روزها از گوشت حيواناتى كه در خشكى مىزيند ، مصرف مىكنند و گاهى به خوردن زيتون و غذاى ساده بسنده مىكنند .
همهى كارها تقسيم شده است ؛ برخى به شكار مىروند ، برخى ديگر به كارهاى دستى و ديگران نيز به كارهاى مفيد ديگرى مىپردازند . عاقبت اينكه جزء پيران ، همگان پياپى و طى زمان مشخصى به كارهاى عمومى مىپردازند . در جشنها و مراسم باشكوه ، سرودها و مدايحى را به احترام خدايان و به ويژه به احترام خورشيد - كه جزيره و خود را وقف آن نمودهاند - از برمىخوانند .
مردگان را به هنگام جزر در زير شن دفن مىكنند تا هنگام مد ، دريا ، به نوعى آرامگاهشان را از شن تازه آكنده سازد . براين باورند ؛ نىها - كه بخشى از غذاى خويش را از آن فراهم مىسازند و ضخامتشان به اندازهى تاجى « 1 » است - هنگام قرص كامل ماه زياد شده و هنگام افول ماه كم مىشوند . آب شيرين و پرفايدهى چشمههاى آب گرم موجود در اين جزاير ، همواره گرمايشان را حفظ مىكنند و حتى وقتى با آب يا شراب سرد آميخته مىشوند ، سرد نمىگردند .
60 .
يامبولوس و همسفرش پس از هفت سال اقامت در اين جزاير بهعنوان افرادى شرور و بىادب از آنجا رانده شدند . بنابراين ناچار شدند دگربار قايق را آماده كرده ، براى بازگشت آن را پر از آذوقه سازند . با قايق آنجا را ترك گفته ، پس از چهار ماه دريانوردى ، در منطقهى شنى و كمعمق هند به گل نشستند . همسفر يامبولوس در امواج هلاك شد ، حال آنكه يامبولوس ، خود را به دهى رساند . اهالى ، وى را به شهر پاليبوترا و نزد شاه آنجا بردند . اين شهر با دريا چندين روز فاصله داشت . چون اين شاه يونانيان را دوست مىداشت و به دانشاندوزى علاقهمند بود او را به گرمى پذيرفت و سرانجام ، وى را همراه محافظينى به پارس فرستاد .
يامبولوس از آنجا صحيح و سالم به يونان رسيد .
هامش
( 1 ) . اولدفادر ، مترجم انگليسى كتاب ديودور ، اين جمله را بدينگونه ترجمه كرده : « ضخامتشان به اندازهى يك وجب است . ». 81 ][ BookII . 59 ,دكتر پىيربريان در اينجا نيز با مراجعه به ترجمهى ديگرى از اين كتاب ، نظر مترجم انگليسى را صحيح دانسته است .