تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان‌رودان "بين النهرين" ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
مىگيرند ، كسى نمىتواند آن را از ميان انگشتانشان بيرون آورد . آن‌ها تنها بر سر ، ابروان ، پلك‌ها و ريش داراى مو هستند ؛ تمامى قسمت‌هاى ديگر بدن ، آن چنان صاف است كه كمترين مويى برآن مشاهده نمىگردد . داراى چهره‌اى زيبا بوده ، اندامشان متناسب و موزون است . سوراخ بينى آن‌ها پهن‌تر از سوراخ بينى ماست « 1 » و غده‌اى شبيه زبان كوچك برروى آن آويزان است . زبانشان نيز داراى ويژگى خاصى است ؛ بخشى از آن طبيعى و مادرزادى و بخشى ديگر ساختگى است ؛ از طول تا ريشه طورى شكاف خورده كه دو تا به نظر مىرسد . اين وضعيت زبان ، آن‌ها را در توليد انواع گوناگون اصوات ، تقليد نه تنها تمامى زبان‌ها بلكه آوازهاى انواع پرندگان و در يك كلمه ، تمامى اصوات ، توانا ساخته است . عجيب‌تر از همه اين‌كه ، يك شخص مىتواند در آن واحد با دو نفر گفتگو كرده ، به آن‌ها جواب داده و اين گفتگو را ادامه دهد و اين عمل را با بهره‌گيرى از بخشى از زبان براى گفتگو با فرد نخست و بخشى ديگر ، براى گفتگو با نفر دوم انجام مىدهد . آب‌وهواى آن‌جا بسيار معتدل است ، زيرا جزيره بر خط استوا واقع است . از اين روى ، ساكنين نه از گرماى زياد رنج مىبرند و نه از سرماى زياد . در اين جزيره ، ميوه‌ها در تمامى طول سال رسيده‌اند ، هم‌چنان كه شاعر مىگويد : « امرود پس از امرود و سيب در پى سيب و انگور پس از انگور و انجير در پى انجير برمىرويد و مىپرورد . » « 2 » طول روزها و شب‌ها برابرند ، هنگام ظهر اشيا هيچ سايه‌اى برنمىافكنند ، زيرا خورشيد به‌طور قائم روى سرشان قرار دارد .
هامش
( 1 ) . مترجم انگليسى كتاب ديودور ، اولدفادر ، سوراخ بينى را « لاله‌ى گوش » ترجمه كرده است .. 71 ]،[ BookII . 56متأسفانه در اين بند ، ترجمه‌ى ديگرى از كتاب دوم ديودور در دسترس مترجمان نبوده تا با مقابله‌ى متن‌ها ، جمله‌ى درست را از غلط بازشناسند . با وجود اين با مشورتى كه با دكتر پىيربريان صورت گرفت ايشان با بزرگوارى ترجمه‌ى فرانسوى ديگرى از كتاب ديودور را مورد بررسى قرار داده ، بدين نكته اشاره نمودند كه ترجمه‌ى انگليسى صحيح مىباشد و مترجم فرانسوى ، فرد هوفر ، در اين‌جا مرتكب اشتباه گرديده است . ( 2 ) . هومر ، اوديسه ، سروده‌ى هفتم .