كه اينچنين مطيع و رام شده بودند ، به ديدهى تحقير نگريسته ، با يادآوردن توهينهاى گذشته ، با آنها وارد نبردى سخت شده ، موفق شدند حتى نام آمازونها را از روى زمين بركنند . با اين حال ، نقل مىكنند كه سالها پس از لشكركشى هركول عليه آمازونها ، هنگام جنگ تروا ، پانتهزيله « 1 » ، دختر مارس و ملكهى بازماندگان جنگ - كه يكى از خويشاوندانش را كشته و به خاطر اين گناه از زادگاهش گريخته بود - پس از مرگ هكتور « 2 » در رديف تراوييان قرار گرفت ؛ بسيارى از يونانيان را كشت و پس از آنكه رشادتهاى زيادى از خود نشان داد ، قهرمانانه به دست آشيل « 3 » كشته شد . وى آخرين آمازونى بود كه به واسطهى شجاعتش معروف شد و آنچه كه از اين قوم باقى ماند همگى به طور كامل محو و نابود شد . به اين خاطر ، وقتى امروزه از گذشتهى آمازونها سخن گفته مىشود ، مردم مىپندارند قصههايى مىشنوند كه براى تفريح و سرگرمى بازگو مىشوند .
47 .
چون از سرزمينهاى شمالى آسيا سخن رانديم ، سخنى چند دربارهى هيپربورها « 4 » خالى از لطف نخواهد بود . بين مورخانى كه روايات كهن را در سالنامههايشان ثبت كردهاند ، هكاته « 5 » و برخى ديگر براين باورند كه آن سوى سلتيك « 6 » ، در اوسئان ، جزيرهاى وجود دارد كه وسعتش كمتر از سيسيل نيست .
مىگويند اين جزيره كه در شمال واقع است مسكن هيپربورهاست و آنان چنين ناميده شدند ، زيرا در آن سوى نقطهاى كه بوره مىوزد ، « 7 » زندگى مىكنند .
خاك اين جزيره بسيار مناسب ، حاصلخيز و چنان ارزشمند است كه ساكنان آن هر
هامش
( 1 ) .Penthesilee( 2 ) .( Hector )؛ قهرمان تروايى ، پسر پريام و هكوب و ظاهرا پسر ارشد آنها بوده است .
( 3 ) .( Aschille )؛ پسر پله ، پادشاه شهرPhthieدر تسالى بوده است . قهرمانىهاى وى در نبرد تروآ ، حماسهى جاودانى ايلياد هومر را به وجود آورد .
( 4 ) .( Hyperboreens )؛ ملتى افسانهاى كه در اقصىنقاط شمالى ( در ماوراء باد شمال ) و در جايى كه باد شمال از آنجا مىوزيد سكنى داشتند و سرگذشت آنها با آپولون پيوند خورده است .
( 5 ) .( Hecate )هكاته ملطى ؛ مورخ و جغرافىدان يونانى . در قرن 6 ق . م مىزيست .
( 6 ) .( Celtique )؛ بخشى از گل( Gaule )باستان ، بين رود سن و گارون .
( 7 ) .( Boree )، ايزد باد شمال ؛ مقرّ وى در تراس بود كه از نظر يونانيان ، سردترين مكان محسوب مىشد .