داشتند با خود همراه كرد . از كورهراه دشوارى وارد بخشى از ارگ شد و به كسانى كه از سمت دشت بر محاصرهشدگان يورش مىبردند ، علامت داد . محاصرهشدگان پس از آگاهى از تصرف ارگ ، دست از جنگ و دفاع از خويش كشيده ، از نجات خويش نااميد شدند .
بدينسان تمام شهر به دست آشوريان افتاد . پادشاه ، شجاعت سميراميس را ستود و در بادى امر ، وى را با هدايايى سرشار كرد . نينوس كه از زيبايى سميراميس غرق تعجب و حيرت شده بود از همسرش خواست تا وى را به او وانهد . در ازاى آن به او وعده داد دخترش سوزان « 1 » را به ازدواجش درآورد . منونس نمىخواست به چنين درخواستى تن دردهد ، ولى شاه او را تهديد كرد كه اگر بىدرنگ بر فرمانش گردن ننهد ، چشمانش را از حدقه بيرون خواهد آورد . همسر تيرهبخت ، از اين تهديدات ترسيد و وجودش از خشم و اندوه لبريز شد ؛ او خود را به دار آويخت و سميراميس به افتخارات سلطنتى نائل شد .
7 .
نينوس خزانهى باختر را ، كه شامل مقادير قابل توجهى طلا و نقره بود ، تصاحب كرد و پس از ساماندهى حكومت باكتريان ، قوايش را ترخيص كرد . نينوس از سميراميس پسرى به نام نينياس « 2 » داشت . او هنگام مرگ ، همسرش را فرمانرواى امپراتورى كرد . سميراميس ، نينوس را در قصر پادشاهان به خاك سپرد و بر آرامگاهش تختانى عظيم برپا ساخت كه بر پايهى روايت كتزياس 9 استاد طول « 3 » و 10 استاد عرض داشت . چون اين شهر در جلگهاى در كرانهى فرات قرار داشت اين تختان از دور چونان دژى نمايان بود .
مىگويند اين تختان امروزه نيز وجود دارد ، هرچند كه شهر نينوس توسط مادها - هنگامى كه به امپراتورى آشوريان پايان دادند - ويران شد . سميراميس كه سوداى كارهاى سترگ را در سر مىپروراند و مىخواست در افتخار و شكوه از
هامش
( 1 ) .Sosane( 2 ) .Ninyas( 3 ) . حدود 1700 متر