Skip to main content

عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) — Page 373

Contributors:

P.373
توجيه قابل قبولى براي آن وجود ندارد مگر اينكه از همين افراد باشد وخداوند دلهاى آنان را در پيروى از وى به يكديگر پيوند دهد تا با قدرت وعظمت تمام دعوت خود را آغاز كند ومردم را به پذيرش آن وأدار سازد . اما به غير اين روش ، مانند اينكه فردى از افراد فاطمى در گوشه اى از جهان بدون حمايت قدرت وصرفاً به خاطر انتساب به أهل بيت بخواهد دست به چنين دعوتي بزند ، نمىتواند موفق باشد " ( 1 ) با آنكه ابن خلدون اعتقاد به حضرت مهدى ( عليه السلام ) را به شكل جدّى رد نكرده اما آن را بعيد دانسته ودر تعدادى از رواياتش ترديد كرده است . ا ز همين رو دانشمندان ، نظرات وى را نسبت به يك عقيدة اسلامى كه رواياتِ فراوانى بر اثبات آن وجود دارد ، ناروا وانحرافى دانسته وأو را مورد سرزنش قرار داده وگفته‌اند كه أو يك مؤرخ است وتخصّصى در شناخت روايت ندارد تا بتواند به تحليل واجتهاد آن پردازد . بزرگترين نقدي كه در رد ابن خلدون ديده أم كتاب " الوهم المكنون من كلام ابن خلدون " است كه توسط دانشمند محدث أحمد بن صديق مغربى در بيش از يكصد وپنجاه صفحه به رشته تحرير درآمده ودر مقدمه آن نظريات دانشمندان علم حديث را در صحت وتواتر رواياتِ حضرت مهدى ( عليه السلام ) بيان كرده وسپس اشكالات ابن خلدون به اسناد روايات را يك به يك پاسخ گفته وآنها را بي أساس وضعيف دانسته ورواياتِ مربوط به حضرت مهدى ( عليه السلام ) را تا يكصد روايت كامل كرده است . ب : كتابي به نام " لا مهدى ينتظر بعد الرسول خير البشر " ( بعد از پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) مهدى اى نيست كه انتظارش رود ) توسط شيخ عبد الله محمود رئيس دادگاه هاى
Footnote
( 1 ) مقدمه ابن خلدون ص 327 .