تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
گوسفندان فرارى مىدهى ! آيا فرماني از رسول خدا دارى كه چنين كنى ؟ ! آنگاه مردى كه مسؤول بيعت گرفتن است فرياد زند : ساكت شو والا به خدا قسم گردنت را خواهم زد ، در اينجا قائم ( عليه السلام ) به أو مىگويد : اى فلان ساكت باش ، آرى به خدا سوگند فرماني از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) دارم ، سپس حضرت دستور مىدهد تا صندوق كوچكى را نزد أو بياورند ، آنگاه فرمان رسول خدا را براي وى ( بيرون آورده و ) مىخواند ، پس شخص معترض خطاب به امام گويد : خداوند جان مرا فداى تو گرداند . اجازه دهيد تا ( به قصد عذرخواهى ) سر مباركتان را بوسه زنم ، سپس ميان دو چشم حضرت را مىبوسد ومىگويد : اجازه دهيد تا با شما تجديد بيعت كنيم . حضرت بار ديگر با آنان بيعت مىكند " ( 1 ) از اين بيان كوتاه مىتوان فهميد كه كساني كه حضرت آنان را از بين مىبرد گروه هاى مختلفي از شيعه وسنى طرفدار سفيانى ومخالفان حضرتند كه در ميان آنان مجموعه اى از احزاب ، گروهك ها ، مردم عادى وحتى علما ودانشمندان منحرف را مىتوان مشاهده كرد وبه شكل طبيعي در ميان آنان مزدوران غربى را نيز مىتوان ديد . پس از اين مرحله ، كشور عراق در سايه حكومت امام زمان ( عليه السلام ) براي مدتي طولانى نفس راحتى مىكشد ودر نقش جديد خود بعنوان مركز جهانى وبعنوان پايتخت فرمانروائى قائم آل محمد ( عج ) جلوه خاصي يافته وقبله گاه دل وديده مسلمانان جهان ومحل رفت وآمد گروه هاى مختلف مىگردد . در آن زمان كوفه ، سهله ، حيره ، نجف وكربلا محله هاى يك شهر بزرگ را تشكيل مىدهند كه نام آن بر سر زبانها ودر دل ملت هاى جهان جا مىگيرد ومردم از دورترين نقاط عالم در شب جمعه آهنگ آن ديار مىكنند تا بتوانند صبح روز بعد ، جهت اقامه نماز جمعه به امامت حضرت مهدى ( عليه السلام ) در مسجد جهانى أو كه داراى
هامش
( 1 ) بحار : 52 / 343 .