تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
مسلمانند ومعجزات وكرامات حضرت وشكست سفيانى ورابطه أو با دشمنان اسلام را مشاهده مىكنند ; از اين رو موج علاقة به حضرت ودوستى وگرايش به ايشان وبيزارى ونفرت از سفيانى وسياستهاى وى قوت مىگيرد . به نظر مىرسد كه موج عظيم گرايش مردم به حضرت در سوريه ، أردن ، لبنان وفلسطين يعنى قلمرو حكومت سفيانى گسترش چشمگيرى پيدا خواهد كرد . زيرا روايات خاطر نشان مىسازند كه حضرت با سپاه خود بسوى سرزمين شام لشكركشى مىكند ودر " مرج عذراء " ناحية اى در سى كيلومترى دمشق اردو مىزند . . از اين موضوع مىتوان فهميد كه نه تنها سفيانى از نگهدارى مرزهاى خود وپيشروى سپاه حضرت ، عاجز است بلكه أو نيروهاى خود را از پايتختش يعنى دمشق ، خارج كرده وبه داخل فلسطين بازمىگرداند ومقر فرماندهى خود را در " منطقه رمله " جايى كه نيروهاى رومى در آن فرود مىآيند ، قرار مىدهد . بر أساس روايات ، حضرت در آغاز نبرد ، درنگ مىكند ومدتي در حومه دمشق مىماند تا بزرگان ومؤمنان أهل شام كه هنوز به حضرت نپيوسته‌اند ، ملحق شوند . سپس حضرت از سفيانى مىخواهد كه جهت گفتگو ، شخصاً حاضر شود . آنها يكديگر را ملاقاة مىكنند . سفيانى تحت تأثير شخصيت حضرت قرار گرفته وبا ايشان بيعت مىكند وتصميم مىگيرد دست از جنگ بردارد ومنطقه را تسليم امام ( عليه السلام ) نمايد اما نزديكان وپشتيبانان سفيانى ، أو را سرزنش كرده واز تصميم خود منصرف مىسازند ! ظاهر روايات نبرد قدس وفلسطين ، از لحاظ سياسي وطبيعي ، هيچ تفسيري جز ضعف پايگاه مردمى سفيانى در سرزمين شام ووجود موج مردمى طرفدار حضرت ، ندارد . بعضي روايات اشاره دارند كه كار به جائى مىرسد كه بخشي از طرفداران سفيانى وقسمتى از لشكر أو نيز با حضرت بيعت كرده وبه ايشان مىپيوندند .