Skip to main content

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — Page 306

Contributors:

P.306
خود غدر مكن وعهد خود را مشكن ودشمن خود را گول مزن ، زيرا دليرى وگستاخى بر خدا را مرتكب نشود مگر نادان بدبخت . خداوند تعهد وذمّه پناه بخشي را مايهء آسايش ساخته كه ميان بندگان خود از هر كيش وملَّت پراكنده وآنرا بست ودژ محكمى مقرر كرده كه در سايهء آن بيارامند ودر پناه آن بدنبال انجام كارهاى خود بگرايند ، دغلى وتدليس وفريب وخدعه را در آن راهى نيست . قرار دادى منعقد نكن كه عبارات آن مبهم باشد وخلل در آن راه يابد وبكنايه واشاره در عقد قرارداد مؤكد ومورد وثوق اعتماد مكن ، واگر براي اجراى برخى مواد قرارداد در فشار افتادى امر خدا تو را باجراى آن ملزم ساخته در مقام برنيا كه بنا حق را فسخ آنرا جستجو كنى ، زيرا شكيبائى تو بر تحمل فشار اجراى تعهد با اميد باين كه دنبالش گشايش است وسرانجامش خوبست بهتر است از عهد شكنى كه بيم از عواقب ناهنجارش دارى واز اين كه از جانب خداوند در بارهء آن مورد مسئوليت قرار بگيري ، وخدا از تو نگذرد نه در دنيا ونه در آخرت . الفصل الخامس عشر من عهده عليه السّلام إيّاك والدّماء وسفكها بغير حلَّها ، فإنّه ليس شيء أدعى لنقمة ، ولا أعظم لتبعة ، ولا أحرى بزوال نعمة ، وانقطاع مدّة من سفك الدّماء بغير حقّها ، واللَّه سبحانه مبتدئ بالحكم بين العباد فيما تسافكوا من الدّماء يوم القيامة ، فلا تقوّينّ سلطانك بسفك دم حرام ، فإنّ ذلك ممّا يضعفه ويوهنه بل يزيله وينقله ، ولا عذر لك عند اللَّه ولا عندي في قتل العمد ، لأنّ فيه قود البدن ،