Skip to main content

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — Page 214

Contributors:

P.214
واز آن پس مردمان راد مرد ودلير را كه با سخاوت ومردم دارند در نظر بگير زيرا آنان جامع أوصاف كرامتند وهمه خوبيها در وجود آنها هست . سپس از همه كارهاشان وارسى كن وآنها را تحت نظر بگير چنانچه پدر ومادر از فرزند خود دلجوئى ميكنند وهيچ تقويت ونيرو بخشي بدانها در نظر تو مشكل وگره دار جلوه نكند وهيچ لطف ودلجوئى نسبت بدانها در چشمت خرد وكوچك نيايد وگر چه اندك وناچيز باشد ، زيرا اين خود براي آنها باعث خير خواهى واخلاصمندى وخوشبينى بتو مىگردد ، از وارسى وتفقد كارهاى ريز وچشم نارس آنها صرف نظر نكن باعتماد اين كه كارهاى عمده وچشم گير آنها را بازرسى كردى ، زيرا لطف ودلجوئى تو در كارهاى خرد وكوچك موقعيتى دارد كه از آن بهره مند شوند ودر كارهاى مهم هم در جاى خود از بازرسى تو مستغنى نباشند . بايد بر گزيده ترين فرماندهان قشونت در نزد تو كساني باشند كه با افراد ديگر قشون همدردى دارند وبدانها كمك مىنمايند واز آنچه در دسترس دارند بدانها بذل ميكنند تا آنجا كه وسيلهء وسعت زندگى خود آنها وافراد خانوادهء آنها باشد كه در پشت سر خود بجا نهاده اند وچشم انتظار مخارج از آنها هستند تا اين كه يكدل ويك جهت در جهاد با دشمن بكوشند وپريشان خاطر نباشند راستى كه مهربانى ومهروزى تو با آنها مايه اين مىشود كه از دل با تو مهر ورزند ومخلص تو باشند . ويجدر بنا هنا أن نترجم مكاتبة إسكندر مع أرسطو في هذا المقام طلبا لمزيد النفع للقرّاء الكرام . نامهء إسكندر بارسطو وپاسخ أرسطو بنامهء أو چون إسكندر إيران شهر كه كشور عراق ومملكت خسروان پارس بود بچنگ آورد ودارا بن دارا را كشت بارسطو كه در يونان بود اين نامه را نوشت : اى حكيم از طرف ما بر تو درود باد أمّا بعد ، براستى كه چرخهاى گردان وعلل