تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
است كه خدا به آن پيامبرش را خطاب كرد و گفت :
" فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ "
( بدانكه " لا إله إلّا اللّه " خدايى جز او نيست . قرآن 47 محمد 19 . ) مردم همگى به تكرار آن سخن ، و پيامبر صلّى اللّه عليه به جهت بزرگى حال و بلندى قدرش ، به علم به آن كلام فرمان داده شدند . و از او شنيدم كه مىگفت : كسى كه در ابتدا فانى در او نباشد در پايان نيز بقاى به او نصيبش نخواهد شد .
شرح
( 201 ) . بنگريد همچنين شماره 65 . پدر أمّ حسين قرشيه احمد بن محمد بن عبيد اللّه از رؤساى خانواده محميس از خانواده‌هاى اشرافى نيشابور بود . در كودكى رئيس و اكبر خوانده مىشد . او همچنين احتمالا رئيس ناحيه رخ هم بود . جايى كه خويشاوندان او مالك زمين‌هاى بسيارى بودند . بنگريد : نجيب‌زادگان نيشابور ، 89 - 92 و 100 شرح احوال جمعه در كتاب اعلام النساء ج 1 / 205 و تاريخ بغداد ج 4 / 444 هم آمده است . خطيب درباره‌ى وى مىنويسد : " جمعه از اهالى نيشابور بود و به بغداد آمد و از ابو عمرو بن حمدان ، ابو احمد حافظ و عبد اللّه بن محمد بن عبد الوهاب رازى و بشر بن محمد بن ياسين و ابو بكر طرازى نقل حديث كرده است . ابو محمد خلال و عبد العزيز بن على الازجى و ابو الحسين محمد بن محمد شروطى از او حديث نقل كرده‌اند . شروطى براى من نقل كرد كه در سال 396 در بغداد از او سخن شنيده است . و خلال به من مىگفت كه ابو حامد اسفراينى او را بزرگ مىداشت و تكريم مىكرد . عبد العزيز ازجى از جمعه بنت احمد بن محمد محميه نيشابوريه نقل كرد كه گفت : محمد بن احمد بن حمدان از مسدد بن قطن و وى از احمد بن ابراهيم دورقى و وى از ابو ظفر نقل كرد كه جعفر بن سليمان از ابراهيم بن عيسى اليشكرى و وى از حسن نقل كرد كه گفت : أن الموت فضح الدّنيا فلم يترك الّذى لبّ فيها فرحا . " مرگ رسوايى دنياست ، كسى كه در دنيا خردمند شد هرگز شادمان نخواهد ماند . تاريخ بغداد ص 444 . - م