( 18 ) كرديه دختر عمرو 62
كرديه از اهالى بصره و يا اهواز بود .
وى در خدمت شعوانه 63 بود . گفت : شبى را نزد شعوانه گذراندم . آنگاه كه به خواب رفتم مرا بيدار كرد و گفت : اى كرديه ! برخيز . اينجا جايگاه خوابيدن نيست كه گورها جاى خوابها هستند .
به كرديه گفته شد : از بركات خدمت شعوانه چه دريافتى ؟ گفت : از آن وقت باز كه به خدمت او رسيدم ديگر دنيا را دوست نمىداشتم و غم روزى نخوردم و هيچيك از صاحبان دنيا به جهت آنچه كه داشتند در نظرم بزرگ نيامد و هيچ مسلمانى را حقير نشمردم .
شرح
( 62 ) . همچنين بنگريد : ابن جوزى صفة الصفوة ج 4 / 41 - 42
در صفة الصفوة كرديه ، كردويه ناميده مىشود .
دربارهى احوال كرديه همچنين بنگريد نفحات الانس ص 616 . جامى عين جملههاى سلمى را بدون تغيير به فارسى برگردانده است . - م
( 63 ) . اين اشاره ، تاريخ وفات كرديه را نيمهى اول قرن سوم هجرى تعيين مىكند .