تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
شرح
( 54 ) . درباره‌ى او همچنين بنگريد صفة الصفوة ج 4 / 298 . كتاب الزهد امام احمد بن حنبل ص 17 و اعلام النساء 3 / 205 بلال بن ابى الدرداء ( متوفى 96 / 714 - 15 ) پسر ابو الدرداء عويمر بن زيد از صحابه مشهور پيامبر اكرم ( ص ) بود . او از پدرش نقل حديث كرده و به عنوان قاضى در سوريه انتخاب شده بود . برطبق نظر ابن جوزى پسر عثامه محمد بن سليمان بن بلال بن ابى الدرداء ناميده مىشد . اگر روايت سلمى از نام عثامه صحيح باشد بايد نتيجه بگيريم كه وى با برادر خودش ازدواج كرده كه درست نيست . بنابراين احتمال دارد كه يا عثامه و يا همسرش برادرزاده بلال باشند . بنگريد سلمى ذكر النسوه الطناحى ، ص 46 . همچنين قشيرى ، رساله ، 365 . درباره‌ى ابو درداء هم بنگريد : اسميت ، نخستين عارفان / 63 و ماسينيون ، مقالات ، 108 . ( 55 ) . ابو الفتح يوسف بن عمر قواس بغدادى ( متوفى 385 / 995 ) به جهت صدق ، زهد ، فقر و احسانش مشهور بود . گفته‌اند كه مستجاب‌الدعوه هم بوده است . طبقات الصوفية ص 84 ( 56 ) . جعفر بن محمد بن نصير خلدى در بغداد متولد شد و همان‌جا هم از دنيا رفت . او مصاحب جنيد و ابو الحسين نورى بود . گفته‌اند كه بيش از صد و پنجاه شعر از صوفيان را نوشته است . او همچنين نويسنده‌ى كتابى مشهور با عنوان حكايات الاولياء است . كه در آن احوال اولياء و مقدسين را جمع آورده است . نسخه‌ى رياض با نام سلميات ( كه نسخه حاضر هم از آن گرفته شده است ) شامل نسخه‌اى است كه به اين عنوان ناميده مىشود : كتاب المنتخبات من حكايات الصوفية . شايد اين اثر خلاصه‌اى از اثر خلدى باشد . بخشى ديگر از آثار خلدى را مىتوان در بخش ناتمامى درباره‌ى صوفيه در كتاب الفهرست ابن النديم يافت . صص 235 - 238 همچنين بنگريد : طبقات الصوفية صص 434 - 39 و حلية الاولياء ج 10 / 381 - 82 و صفة الصفوة ج 2 / 468 - 69 ، همچنين كتاب الجنيد عبد القادر صص 12 تا 15 مقدمه و كشف المحجوب هجويرى صص 156 - 157 ( 57 ) . احمد بن محمد بن مسروق ( متوفى 299 / 911 - 12 ) در شهر طوس در ايران و خانواده‌اى ايرانى متولد شد ، اما در بغداد زيست و در همان‌جا از دنيا رفت . او يكى از مهم‌ترين صوفيان نخستين و مصاحب حارث بن اسد محاسبى ( متوفى 243 / 857 ) بود . او گفت : آنكه نتواند با خردش از خردش به خاطر خردش محافظت كند با خردش نابود خواهد شد . ( من لم يحترز بعقله ، من عقله ، لعقله ، هلك بعقله ) طبقات الصوفية 237 - 41 و