Skip to main content

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — Page 298

Contributors:

P.298
آن مرد بسوى آن حضرت فرمود أو را آيا أيمن شدند پس أقامت كردند يا اين كه ترسيدند پس كوچ كردند پس گفت آن مرد كوچ كردند اى أمير مؤمنان پس فرمود : هلاك كند خداوند ايشان را هلاك كردني چنانچه هلاك شدند قوم ثمود ، آگاه باش كه اگر راست كرده شود نيزها بسوى ايشان وريخته گردد شمشيرها بر فرقهاى آن مردودان ، هر آينه البتة پشيمان خواهند شد بر آن چيزى كه از ايشان سرزد ، بدرستى كه شيطان ملعون امرور ايشان را بي خير ومنفعت يافت جلوه داد كوچ كردن را در نظر ايشان ، واو فردا بىزارى خواهد جست از ايشان وتارك ايشان خواهد گشت ، پس بس است خارج بودن ايشان از طريق هدايت ، وبازگشتن ايشان در ضلالت وكورى ، واعراض ايشان از حق ، وسركشى ايشان در بيابان حيراني وسرگرداني . ومن خطبة له عليه السّلام وهى المأة والواحدة والثمانون من المختار في باب الخطب وشرحها في فصول : الفصل الأول روى عن نوف البكالي قال : خطبنا بهذه الخطبة بالكوفة أمير المؤمنين عليه السّلام وهو قائم على حجارة نصبها له جعدة بن هبيرة المخزومي وعليه مدرعة من صوف وحمايل سيفه من ليف وفي رجليه نعلان من ليف وكأنّ جبينه ثفنة بعير فقال عليه السّلام :