( 1 )
رسيدن به مدينه
هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از دور كوه احد را ديد ، فرمود : « احد كوهى است كه آن را دوست داريم و ما را دوست مىدارد . خدايا من آنچه را كه بين دو سنگلاخ مدينه است ، منطقهء حرم اعلام مىكنم » .
بعد از نماز عشاء به جرف در نزديكى مدينه رسيد و به كسانى كه همراه وى بودند ، فرمود : « بعد از نماز عشاء ناگهان و بىخبر بر زنان وارد نشويد » . واقدى با سند خود از امّ عماره روايت كرده است : مردى از أهل محلّ ما از دستور رسول خدا سرپيچى كرد و ناگهان نزد زن خويش رفت و آنگاه چيزى را ديد كه از آن كراهت داشت ، اما او همسرش را دوست مىداشت و از او صاحب اولادى شده بود ؛ از اين رو نمىخواست كه از او جدا شود . « 1 »
( 2 )
خبرى در مورد صفّه
تا اين زمان به خبرى دربارهء صفّهء مسجد شريف نبوى در مدينه دست نيافتهايم . و اينجا اولين موردى است كه به صفه اشاره مىشود .
صفّه سايهبانى در آخر مسجد از جهت شمال بوده است ؛ چنان كه امروزه محل آن در كنار باب جبرئيل واقع شده است .
( 3 ) كلينى در فروع كافى با سند خود از ابى حمزه ثمالى از امام باقر عليه السّلام روايت كرده است : جويبر ، فردى از اهالى يمامه و كوتاه قد و بد قيافه و محتاج و برهنه بود . او نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمد و اسلام آورد و مسلمان خوبى شد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پيراهنى به او پوشاند و به وى فرمود كه در مسجد بماند و در همان جا بخوابد ؛ زيرا كه مردى غريب بود و جاى ديگرى نداشت و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله مقدارى غذا براى او مىفرستاد .
كمكم عدهء بيشترى مسلمان شدند كه در مدينه غريب و بىكس بودند و مسجد براى همهء آنها كوچك بود ؛ براى همين خداوند به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وحى فرمود : مسجد خود را تطهير كن و كسانى را كه شب در آن مىخوابند بيرون كن . « 2 »
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دستور داد كه براى مسلمانان غريب صفهاى بسازند و پس از آن فقرا و غريبهها كه
هامش
- على عليه السّلام رخ داد ، حادثهاى است كه براى هر كسى رخ مىدهد و قضا شدن نماز ، معصيتى براى نبى و وصى نمىباشد و انتظار نيست كه خورشيد برگردانده شود .
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 113 .
( 2 ) . در اين مورد در خبر آمده است : خداوند به پيامبر عليه السّلام دستور داد كه درها را مسدود كند . . . اين در حالى است كه در اخبار عديدهاى آمده است كه عباس بر اين كار اعتراض كرد و از آنجا كه وى در جنگ تبوك در سال نهم هجرى حاضر بوده است و قبل از آن در جايى حاضر نبوده است ؛ بيان اين مطلب را به آنجا حواله مىدهيم .