امام باقر عليه السّلام روايت كرده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سرزمين خيبر و نخلستانهاى آن بالمناصفه « 1 » به يهوديان خيبر واگذار كرد . و از امام رضا عليه السّلام آورده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خيبر را به يهود واگذار كرد و در مقابل مىبايست يك دهم و نصف يك دهم بهرهاى را كه مىبردند بپردازند . « 2 »
( 1 ) و نقل شده است كه پس از قرارداد و مصالحه ، مسلمانان به ميان مزرعه و باغهاى يهوديان مىرفتند .
يهوديان از اين مطلب به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شكايت كردند . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله عبد الرحمن بن عوف را فرا خواند و گفت كه مردم را جمع كند . مردم جمع شدند و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در ميانشان ايستاد و پس از حمد و ثناى الهى فرمود : يهوديان شكايت كردهاند كه به ميان مزارع آنها مىرويد و اين در حالى است كه به مال و جانهايشان أمان دادهايم و با آنها مصالحه كرده و زمينها را به آنها واگذار كردهايم . بايد بدانيد كه از اموال قرارداد بسته شده ، چيزى حلال نيست مگر به همان اندازهء معين شده !
پس از آن مسلمانان چيزى را از زمينهاى يهوديان برنمىداشتند ؛ مگر آنكه قيمت آن را بپردازند . « 3 »
( 2 )
نهى از رباى در معامله
گفتهاند : فضالة بن عبيد مىگفت : در جنگ خيبر گردنبندى را پيدا كردم كه از طلا و غير طلا درست شده بود . آن را به هشت دينار طلا فروختم و قضيه را براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تعريف كردم . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : طلا را وزن به وزن به فروش . همچنين در خيبر مقدارى طلا با مقدار بيشترى از طلا خريدارى شد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از آن نهى كرد . و سعد مقدارى طلاى ساخته نشده را به مقدارى طلاى ساخته شده فروخت كه وزن يكى از آنها بيشتر بود . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : ربا كردهايد ؛ لذا معامله را فسخ كردند . « 4 »
( 3 ) ابن اسحاق با سند خود از عبادة بن صامت روايت كرده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : طلاهاى خود را در مقابل درهمهاى معين و نقرههاى خود را در مقابل طلاى معين خريدوفروش كنيد و ما را از اينكه طلا را با طلا يا نقره را با نقره خريدوفروش كنيم ، نهى فرمود . « 5 »
هامش
- كرده بود تا غنائم را بين سربازان تقسيم كنند سپرد ، سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 372 ؛ مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 718 . بنابراين تقسيم اراضى از حوادث زمان عمر بوده است .
( 1 ) . فروع كافى ، ج 5 ، ص 266 ، باب 128 ، حديث 1 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 151 ، باب 72 ، حديث 1 ؛ استبصار ، ج 3 ، ص 110 ، باب 74 ، حديث 1 ؛ تهذيب ، ج 7 ، ص 148 ، باب 11 ، حديث 6 .
( 2 ) . فروع كافى ، ج 3 ، ص 514 ، باب 7 ، حديث 2 .
( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 691 .
( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 682 .
( 5 ) . السيرة النبوية ، ج 3 ، ص 36 ، بنابراين آن حضرت از دادوستد طلا با طلا يا نقره با نقره كه هموزن باشند نهى كرده است . -