پرسيد : اگر اسلام بياورم چه سودى براى من دارد ؟
فرمود : اگر ثابت قدم باشى ، بهشت نصيبت خواهد شد .
او اسلام را پذيرفت و سپس پرسيد : با اين گوسفندان كه به عنوان وديعه پيش من هستند ، چه كنم ؟
فرمود : آنها را از اردوگاه لشكر بيرون ببر و جهت حركتشان را مشخص كن و سپس با سنگ آنها راهى كن تا پيش بروند ؛ خداوند امانتهاى تو را ادا خواهد كرد .
آن غلام همين كار را كرد و بدين ترتيب گوسفندان به صاحبان اصلى خويش بازگردانده شدند . « 1 »
( 1 )
صفآرايى براى جنگ
واقدى مىنويسد : هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به قلعهء ناعم در نطاة رسيد ، لشكر خود را صفآرايى كرد ، امّا آنها را از شروع جنگ نهى كرد تا هنگامى كه به آنها اجازه بدهد . با اين وجود يكى از سپاهيان اسلام از قبيلهء اشجع به يك يهودى حمله كرد و او را كشت و در مقابل مرحب يهودى به آن مسلمان حمله كرد و او را به قتل رسانيد .
به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله عرض كردند : فلانى شهيد شد .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پرسيد : آيا بعد از آنكه او را جنگيدن نهى كردم شهيد شد ؟
گفتند : بله .
( 2 ) آنگاه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دستور داد كه جارچى در ميان مسلمانان اعلام كند : آگاه باشيد كه بهشت براى فرد خاطى و متخلف مهيا نيست !
آنگاه قبل از شروع جنگ سپاهيان را موعظه كرد و پرچمها را در ميانشان تقسيم نمود . سپاه اسلام سه بيرق و يك علم داشت كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله يك بيرق را به سعد بن عباده و يكى را به حباب بن منذر و ديگرى را به على بن أبي طالب عليه السّلام داد . « 2 »
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 649 . و ابن اسحاق آن را در سيره ، ج 3 ، ص 358 - 359 روايت كرده است .
( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 649 . وى مىنويسد : بيرقهاى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله سياه و علم او سفيد بود ؛ بنابراين بيرقهاى آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله ، چهار عدد بوده است نه سه عدد . و در اينجا سه عدد را ذكر كرده است ، چون بيرق خود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را ذكر نكرده است . بنابراين پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دو نوع پرچم داشته است : يكى بيرق بزرگ كه سفيد رنگ بوده و يكى بيرق سياه كه از برد تهيه شده بود ، چنان كه در مغازى واقدى آمده است . اين در حالى است كه ابن اسحاق تنها يك بيرق را ذكر كرده است كه آن هم در دست على عليه السّلام بوده است ، ج 3 ، ص 342 . و در صفحهء 349 نوشته است : آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله ابو بكر را با بيرق ( سفيد ) خود براى فتح خيبر فرستاد . . . و سپس عمر را فرستاد . . . آنگاه على را فراخواند و فرمود : اين بيرق را بگير .
واقدى هم مىنويسد : در ابتدا بيرق خود را به يكى از مهاجرين [ ؟ ] داد كه او بدون هيچ نتيجهاى بازگشت ، سپس آن را به فرد -