و ميراث زيادى براى خانوادههاى خود باقى خواهيد گذاشت و اموال و غلامان شما زياد خواهد شد ؛ امّا اين به نفع شما نيست ! » « 1 »
چنان كه گذشت بعضى از مسلمانان در حديبيه از دستور رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نافرمانى كرده و آن بزرگوار و مسلمانان را ناراحت كرده بودند . . . ؛ امّا به محض اطلاع از حركت به سوى خيبر ، به اميد دستيابى به غنائم مىخواستند براى جنگ خارج شوند .
آنها نزد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آمدند و عرض كردند : خيبر ، بهترين منطقهء حجاز از جهت غذا و گوشت و ثروت است ، آيا اجازه مىدهى كه ما هم با شما بياييم ؟
آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : به همراه من نياييد مگر براى جهاد و هيچ كس براى غنيمت خارج نشود .
سپس دستور داد تا جارچى اعلام كند : « هيچ كس با ما نيايد مگر براى جهاد و كسى براى كسب غنيمت خارج نشود . »
( 1 )
موضعگيرى يهوديان مدينه
واقدى در ادامه مىنويسد : هنگامى كه پيامبر بزرگوار صلّى اللّه عليه و آله براى حركت به سوى خيبر آماده شد ، يهوديان مدينه به مسلمانان مىگفتند : به خدا كه خيبر فتح شدنى نيست ! اگر قلعهها و مردان جنگجوى خيبر را ببينيد ، قبل از آنكه با آنها روبرو شويد ، بر مىگرديد . آنها قلعههايى بلند در دامنهء كوهها ساختهاند كه هيچگاه آب داخل قلعهها قطع نمىشود و هزاران مرد جنگى در آنجا حضور دارند . دو قبيلهء أسد و غطفان از هيچ طايفهاى از عربها نمىترسيدهاند مگر از آنها و حال شما مىخواهيد به جنگ خيبرىها برويد ؟ !
اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در جواب مىگفتند : هر چه مىخواهيد بگوييد ؛ ولى بدانيد كه خداوند به پيامبرش وعدهء فتح خيبر و دستيابى به غنائم آن را داده است . « 2 »
( 2 ) جالب اين است كه در همين ايام ، يهوديانى كه چيزى را به مسلمانان قرض داده بودند به آنها فشار مىآوردند تا هر چه زودتر بدهى خويش را بپردازند . از جملهء اين افراد ، عبد اللّه أسلمى بود كه مقدارى جو به قيمت پنج درهم از ابو شحم يهودى گرفته بود تا خانوادهاش از آن استفاده كنند .
ابو شحم وى را تحت فشار قرار داده بود تا هر چه سريعتر بدهى خود را پرداخت كند .
عبد اللّه گفت : اى ابو شحم ، خداوند به پيامبرش وعدهء فتح خيبر و دستيابى به غنائم آن را داده است . اندكى مهلت بده تا به خواست خدا برگردم و دين خويش را بپردازم .
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 635 - 636 .
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 637 .