واو در نثر مسجّع فارسي پيش قدم « 1 » ديگران از جمله سعدى است و از اين جهت فضل تقدم دارد . و از عبارات مسجّع أو بعضي چنين است :
« عقل گفت : من سبب كمالاتم ، عشق گفت : نه من در بند خيالاتم ، عقل گفت : من مصر جامع معمورم ، عشق گفت : من پروانهء ديوانهء مخمورم . . . » . « 2 »
نيز : « كار نه روزه و نماز دارد ، بلكه شكستگى ونياز دارد ، عنايت دوست عزيز است ، نشان أو دو چيز است : عصمت در اوّل ، توبه در آخر » . « 3 »
در بعضي عبارات هم جزء دوم سجع را قسمتى از آية يا حديث يا عبارت عربى قرار مىدهد ، مثلا : « فارغ منشين كه امروز تو ، مشغولى اين و آن است و فرداى تو شب حسرت « كُلُّ من عَلَيْها فانٍ » است » . « 4 »
اين صوفي وعالم معروف ، صبح جمعه 22 ذي الحجة سال 481 ه . ق در 85 سالگى از دنيا رفت و در گذرگاه هرات به خاك سپرده شد وآثاري فراوان به جاى گذاشت كه به آنها اشاره مىكنيم :
هامش
« 1 » سجع در نثر فارسي از خواجة عبد اللَّه آغاز شده است ( سبك شناسى ، محمد تقى بهار ، ج 2 ، ص 242 ) .
« 2 » « رسالهء عقل وعشق » ، مجموعه رسائل خواجة عبد اللَّه أنصارى ، ص 31 .
« 3 » همان ، رسالة واردات ، ص 23 .
« 4 » همان ، مناظرهء شب و روز ، ص 40 .