( مسأله 341 ) : اگر محل مسح بر جبيره طاهر باشد كه هو المطلوب ،
ولى اگر طاهر نباشد بايد در صورت امكان آن را تطهير نمايد و در صورت عدم
امكان ، تيمم بر او واجب است هر چند احوط جمع بين تيمم و گذاردن چيز طاهر
بر جبيره و مسح كردن بر آن است .
( مسأله 342 ) : در جبيره فرقى ميان بعضى از عضو و تمام عضو و بلكه
جميع اعضا ( 1 ) نيست و همچنين فرقى بين آنكه زير آن پاك باشد يا نجس و يا
آنكه جراحت در اثر تفريط خود شخص باشد يا نباشد ، نيست .
( مسأله 343 ) : پارچههايى كه بر روى قروح يا جروح مى بندند و
همچنين دواهائى كه روى آنها مى گذارند همان حكم جبيره را دارند ولى در
چيزهائى كه چسبانيدن آنها بدون حاجت ( 2 ) باشد و كندن آنها موجب ايجاد
اذيتى شود احوط جمع ميان جبيره و تيمم است ( 3 ) .
( مسأله 344 ) : هرگاه شخص بسبب مسح نمودن بر روى پوست يا جبيره
و مانند جبيره متضرر شود و حايلى غير از آن نباشد واجب است در اين صورت
تيمم نمايد ( 4 ) و همچنين هرگاه در يك عضو از اعضاى وضو يا كمتر و يا بيشتر
از آن قروح و جروح و يا شكستگى وجود نداشته باشد و ليكن داراى درد و مرض
هامش
( 1 ) شيخ انصارى - محمد كاظم طباطبائى : در صورت جبيره بر تمام اعضا احوط
جمع ميان وضو و تيمم است .
( 2 ) محمد باقر شيرازى : اگر چسبانيدن حتى حسن هم نداشته باشد و كار لغوى
باشد ، و اما اگر نيكوتر باشد و كندن آن اذيت داشته باشد همان جبيره كافى است .
( 3 ) شيخ انصارى - محمد كاظم طباطبائى : اكتفا به مسح بر حاجب خالى از قوت نيست .
( 4 ) محمد باقر شيرازى : احوط جمع ميان شستن ما عداى موضع جبيره و تيمم است .