آنان خوانده است و آنها او را مسخره كردهاند كه بعد از آن ، عذاب بر آنها نازل شده است . اما نزول سوره مدتها قبل از اين و هنگام ديدار يهوديانى كه از مدينه آمده بودند ، صورت گرفته و هيچ منافاتى در ميان نيست .
آمدن يهوديان از مدينه ، دال بر اين است كه خبر رسالت وى تا مدينه رسيده است و همين نشانهء آن است كه نزول آيه در دوران اعلان بوده است نه در دوران كتمان .
( 1 )
سورهء بيست و سوم : النجم و معراج رسول الله صلّى اللّه عليه و آله
قمى مىنويسد : النجم همان رسول الله صلّى اللّه عليه و آله است و إذا هوى به اين معناست كه آن حضرت به آسمان برده شد . پس در واقع اين قسم به رسول الله و ردّ بر كسانى است كه معراج را انكار مىكنند . « 1 »
شايد كه وى اين مطلب را از تفسير طبرسى از امام صادق عليه السّلام گرفته است كه آن حضرت فرمود :
همانا محمد صلّى اللّه عليه و آله در شب معراج از آسمان هفتم فرود آمد . « 2 » البته بين اين دو متن فرقى هست .
( 2 ) قمى از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : هنگامى كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در ابطح دراز كشيده بودند و على عليه السّلام در سمت راستش و جعفر در سمت چپش و حمزه در مقابلش بودند . . .
در اين حال اسرافيل او را بر براق سوار كرد و به بيت المقدس برد و محرابهاى انبياء را به وى نشان داد . رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در هر كدام نماز خواند و سپس در همان شب وى را به مكه بازگرداند . هنگام بازگشت كاروانى از قريش را ديد و از ظرف آبى كه مال آنها بود ، مقدارى نوشيد و بقيهء آن را ريخت .
( 3 ) در صبح فرداى آن روز نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله به قريش گفت : همانا خداوند در شب گذشته مرا به بيت المقدس برد و در آنجا محرابها و نشانههاى انبياى الهى بر من عرضه شد و در بازگشت از كنار كاروانى از قريش گذشتم كه در فلان جا بود و ظرف آب آنها را ديدم كه مقدارى از آن را نوشيدم و بقيه را ريختم ؛ اين در حالى بود كه قريشىها بچه شترى را گم كرده بودند و به دنبالش مىگشتند .
( 4 ) ابو جهل گفت : فرصت خوبى پيش آمده است . از او سؤال كنيد كه تعداد ستونها و قنديلها
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 333 . و در لغت آمده است كه هوى از الفاظ اضداد است يعنى به هر دو معناى فرود آمدن و بالا رفتن به كار مىرفته است .
( 2 ) . مجمع البيان ، ج 1 ، ص 261 .