و پس از هجرت و با حضور يهود نازل شده باشد و بعد از هشتادمين سورههاى قرآن باشد ، نه اين كه دهمين سورهء مكى باشد .
( 1 ) از ابن عباس نقل شده كه گفت : پانزده روز هيچ گونه وحى بر رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله نازل نشد و مشركان در اين باره گفتند : گويى كه خدايش او را رها كرده است و اگر كارهاى او از سوى خدا مىبود ، هرآينه وحى مستمر مىماند . « 1 »
گفته شده كه سنگى به دست رسول الله صلّى اللّه عليه و آله اصابت كرد او خطاب به آن فرمود :
هل انت إلّا اصبع زميت * و فى سبيل الله ما لقيت
مگر تو چيزى جز يك انگشت كوچك هستى كه اصابتشدهاى و آنچه ديدهاى در راه خدا بوده است . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دو يا سه شب صبر كرد و بازهم وحى نازل نشد . پس ام جميل دختر حرب و همسر ابو لهب گفت : اى محمد ! آيا نمىبينى كه شيطانت تو را رها كرده است و نزديك به دو يا سه شب است كه او را در اطراف تو نمىبينم ! پس از آن اين سوره نازل شد . « 2 »
خبر ابن عباس هيچ منافاتى با خبر اخير ندارد مگر در تعداد ايامى كه وحى نازل نشده است . شايد امّ جميل سبب شايع شدن اين امر در ميان مشركين بوده است و لذا او حمّالة الحطب بوده است .
اما مدت مذكور در خبر ام جميل ؛ دو يا سه شب است و گويى كه وحى قبل از آن به طور مستمر و در هر شبانه روز نازل مىشده است و اين چيزى است كه از آن حضرت شنيده و نقل نشده است . پس قول راجح ، همان مدتى است كه ابن عباس ذكر مىكند و مىگويد : پانزده روز يا مقاتل مىگويد : چهل روز . « 3 »
( 2 ) لكن از برقى با سندى از مردى از اهل بصره نقل شده است كه : حسين بن على عليه السّلام را ديدم كه مشغول طواف است ، از او دربارهء قول خداوند متعال :
« وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ »
« 4 » سؤال كردم . فرمود : او مأمور شده است كه از نعمت دين كه خداوند به او عنايت كرده ، صحبت كند . « 5 »
( 3 ) قمى در معناى آيه مىنويسد : منظور همان چيزهايى است كه بر وى نازل شده و بدان
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . ضحى ( 93 ) ، 11 .
( 5 ) . تفسير برهان ، ج 4 ، ص 474 .