قرآن كريم هم به اين خصلت اشاره كرده و مىفرمايد :
« وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها »
« 1 » .
( 1 )
خرافات در ميان اعراب جاهلى
قرآن كريم بيان مىكند كه از جمله اهداف بعثت رسول اكرم عليه السّلام اين بوده است كه :
« يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ »
« 2 » ؛ غل و زنجيرهايى را كه بر آنها بسته شده بود باز مىكند و كنار مىگذارد .
اين غل و زنجيرهايى كه آنها را در بر گرفته بود ؛ چه بوده است ؟ بىترديد اين غل و زنجيرها از آهن نبوده است بلكه خرافات و اوهامى بوده كه مانع از رشد افكار و انديشهها مىشده است و شكّى نيست كه اينها كم اهميتتر از غل و زنجيرهاى آهنى نبوده است ؛ زيرا گاهى تا هنگامهء مرگ بر دست و پاى انسان بسته شده است و او را از هر حركتى بازمىدارد و حتى مانع از شناخت و حلّ مشكل مىگردد ، در حالى كه اگر انسان داراى عقل سليم و آزادى باشد ؛ مىتواند هر گونه قيد و بندى را از خويش دور كند .
( 2 ) از جمله مفاخر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اين بوده است كه به مبارزه با اوهام و خرافات پرداخت و عقل بشرى را از اين آلودگى شستشو داد ، در حالى كه سياستمداران جهان كه تمام همت آنها در اين است كه بر مردم رياست و سرورى كنند ، از هر چيزى براى رسيدن به اهداف و مقاصد خويش كمك مىگيرند و حتى اگر عقايد خرافى و قصههاى قديمى به تأييد رياست و حكومت آنها مىپردازد ؛ آنها را ترويج كنند و به رشد و توسعهء آنها دامن بزنند و اگر افراد انديشمندى كه صاحب نظر و منطق هستند ، به مبارزه با اين اوهام و خرافات پرداختند ، به عنوان دفاع از آراء و عقايد و افكار مردم با آنها مبارزه كنند .
( 3 ) اما رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نه تنها با اين اوهام و خرافاتى كه براى جامعه ضرر داشت ؛ ستيز كرد ؛ بلكه با افكار و عقايد انحرافى هم كه او را تأييد مىكرد به مبارزه پرداخت و كوشيد مردم را به گونهاى تربيت كند كه پيرو دليل و منطق باشند ، نه پيرو قصّهها و خرافات .
برقى در كتاب المحاسن با سندى از ابى الحسن موسى بن جعفر عليه السّلام نقل مىكند كه آن
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) ، 103 .
( 2 ) . اعراف ( 7 ) ، 157 .