مهربانى و احسان امام حسين ( ع ) نسبت به فقرا و مساكين
در واقعهء كربلا هنگامى كه آثار زخم را بر دوش آن حضرت مشاهده كردند از امام زين العابدين ( ع ) علت آن را جويا شدند . امام فرمود : پدرم ، همواره انبانى از غذا بر دوش خود مىكشيد و به منزل بيوهزنان و يتيمان و مساكين مىرسانيد .
تواضع و فروتنى امام
روزى امام ( ع ) بر گروهى از فقرا گذشت كه تكه نانهايى بر عبايى نهاده و مىخوردند . آن حضرت بر آنها سلام كرد . آنان از وى خواستند كه با آنها هم سفره شود . امام دعوتشان را پذيرفت ، و در كنار آنها نشست و گفت : چنانچه نانى كه مىخوريد ، صدقه نبود ، من هم با شما همغذا مىشدم . آنگاه آنها را به خانهء خود دعوت كرد . همين كه به خانه رسيدند ، به آنها غذا و لباس و مبلغى پول داد .
ابن عساكر در تاريخ دمشق آورده است كه : امام ( ع ) روزى بر عدهاى از مسكينان گذشت كه در كلبهاى نشسته و چيزى مىخوردند . از امام حسين ( ع ) دعوت كردند كه با آنها در غذا شركت كند . آن حضرت دعوتشان را پذيرفت و گفت خداوند متكبّران را دوست ندارد . پس از خوردن غذا ، امام رو كرد به آنها و گفت : من دعوت شما را پذيرفتم . اكنون نوبت شماست . آنان نيز پذيرفتند و به خانهء امام رفتند . آن حضرت به خدمتكار خود رباب دستور داد هر چه در خانه اندوخته دارند به آنان ببخشد .
حلم امام
يكى از غلامان امام ( ع ) كار ناروايى را مرتكب شده كه مستوجب كيفر گرديده بود . آن حضرت دستور داد وى را تازيانه بزنند . وى گفت اى مولاى من ، خداوند مىفرمايد : و الكاظمين الغيظ امام او را عفو كرده ، گفت ، او را رها كنيد .
غلام آيهء مزبور را ادامه داده گفت :
و العافين عن النّاس ، امام ( ع ) گفت ، از گناه تو گذشت كردم .
بازهم غلام در ادامهء آيه گفت :
و اللّه يحب المحسنين ، در اينجا امام ( ع ) فرمود :
( انت حرّ لوجه اللّه ) تو را به خاطر خدا آزاد كردم ، و ادامه داده گفت : از اين پس آنچه را كه به تو بخشش مىكردم دو برابر خواهد شد .