دشمنى با على ( ع ) ملامت نمىكنم ؛ زيرا كه او در ركاب رسول اللّه ( ص ) و به فرمان آن حضرت پدر تو را به قتل رسانيد ، و در آن هنگام كه در حال مستى بر جماعت مسلمانان به نماز صبح ايستاده بودى ، به جرم شراب شرابخوارى هشتاد تازيانه زد . ماجراى شرابخوارى تو را عدهاى نيز در اشعارى بيان داشتهاند ، چنان كه حطيئة شاعر عرب مىگويد :
شهد الحطيئة حين يلقى ربه * ان الوليد احق بالعذر
نادى و قد تمت صلاتهم * أ أزيدكم سكرا و ما يدري
ليزيدهم اخرى و لو قبلوا * لاتت صلاتهم على العشر
فابوا ابا وهب و لو قبلوا * لقرنت بين الشفع و الوتر
حبسوا عنانك إذ جريت و لو * تركوا عنانك لم تزل تجري
خداوند در قرآن كريم تو را فاسق خوانده و امير المؤمنين را مؤمن ناميده است . به اين ترتيب كه تو بر پدرم مباهات كردى ، به اين عنوان كه به وى گفتى ، اى على ساكت باش كه من در شجاعت و سخنورى بر تو برترى دارم . آنگاه پدرم على ( ع ) گفت : اى وليد ، تو ساكت باش كه من مؤمن و تو در رديف اشخاص فاسق هستى . پس خداى تعالى آيهء زير را دربارهء او نازل فرمود :
( أَ فَمَن كان مُؤْمِناً كَمَن كان فاسِقاً لا يَسْتَوُون )
« 1 » اما دربارهء تو خداوند اين آيه را نازل فرمود :
( إِن جاءَكُم فاسِق بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا )
« 2 » چنانچه تو اى وليد ، اينها كه گفتم فراموش كردهاى پس گفتار شاعر كه همين داستان را در شعر خود آورده فراموش مكن :
انزل اللّه و الكتاب عزيز * في علي و فى الوليد قرانا
فتبوأ الوليد اذ ذاك فسقا * و علي مبوأ ايمانا
ليس من كان مؤمنا عمرك اللّه * كمن كان فاسقا خوانا
سوف يدعى الوليد بعد قليل * و علي الى الحساب عيانا
فعلي يجزى بذاك جنانا * و وليد يجزى بذاك هوانا
رب جد لعقبة بن ابان * لابس في بلادنا تبانا
تو را اصلا با قريش چهكار ، تا سخن از ايشان به زبانآورى . تو مرد بتپرستى از مردم صفوريه هستى .
به خدا قسم عمر تو به مراتب زيادتر از كسى است كه ادّعا مىكنى پدر توست . آنگاه امام حسن ( ع ) روى به عتبة بن ابى سفيان كرد و فرمود :
اما تو ديگر اى عتبه چه مىگويى ، به خدا قسم نه منطقى دارى كه مستحق پاسخ باشد ، و نه خردى كه بتوان با تو به گفتگو و سرزنش پرداخت و نه شخصيت سودمندى هستى كه بتوان بدان اميد داشت و نه شرّى كه ديگران از تو بترسند . تو در عقل و درايت با كنيز خود برابر هستى چنانچه على را به باد ناسزا و دشنام گيرى
هامش
( 1 ) آنكه مؤمن است با آنكه عصيان پيشه است چگونه مانند باشند ، هرگز برابر نيستند ، سورهء سجده آيهء 18
( 2 ) اگر فاسقى خبرى نزد شما آورد به تحقيق پردازيد . سورهء حجرات آيهء 6