« ابراهيم عليه السلام اوّل كسى است كه مهماندارى كرد ، اوّل كسى است كه ختنه كردن را عملى ساخت اول كسى است كه شارب خود را چيد و كوتاه كرد اوّل كسى است كه موى سفيد در محاسن خود ديد و در آن حال از خداوند سؤال كرد كه پروردگار را اين چيست ؟ خداوند فرمود : اين وقار است » ابراهيم عليه السلام عرضكرد : پروردگارا ! بر وقار من بيفزاى » .
سكونى گفتار فوق را - باستثناى اين جمله كه ابراهيم عليه السلام اول كسى است كه شارب خود را چيد - و باضافهء مطالب ذيل از امام صادق عليه السلام نقل كرده است .
ابراهيم عليه السلام اوّل كسى كه در راه خدا بجهاد و مقاتله پرداخت ، اول كسى كه از مال خود خمس را اخراج كرد .
اول كسى است كه پوشيدن كفش را معمول ساخت و اول كسى است كه پرچم بست .
فَأَتَمَّهُنَّ . . .
- ابراهيم آن كلمات را بانجام رسانيد .
حسن ميگويد « ضمير فاعل » در كلمه « فاتمهنّ » بابراهيم عليه السلام برميگردد « 1 » ولى ابو القاسم بلخى و حسين بن على مغربى ميگويد : « ضمير فاعل » در « فاتمهنّ » به خداوند برميگردد و مراد از « كلمات » امامت است زيرا ميان « فاتمهنّ » و
« إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً »
واو عطف فاصله نگرديده است بنا بر اين معناى كلام اين است كه خداوند ابراهيم را بواسطهء كلماتى آزمايش كرد و آن كلمات را عملى و محقق ساخت به اينكه بابراهيم عليه السلام فرمود من ترا امام و پيشواى مردم قرار مىدهم » .
قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً . . .
- من ترا امام مردم قرار مىدهم .
امامت دو معنا دارد
1 - امام يعنى كسى كه مردم در گفتار و كردار از او پيروى كنند .
هامش
( 1 ) بيشتر اقوال و نظرياتى كه در تفسير « كلمات » مذكور گرديد نيز همين را ايجاب مىكند .