اندازد « 1 » .
و فرمود كه : هر والى كه مردم را ممنوع سازد از آن كه مردم كارهاى خود را به او عرض كنند ، حق تعالى در قيامت حاجات او را بر نياورد ، و اگر چيزى برسم هديه بگيرد چنانست كه از غنيمت دزدى كرده است ، بدترين دزديها است ، و اگر رشوه بگيرد چنانست كه به خدا شرك آورده باشد « 2 » .
و منقول است كه حق تعالى وحى كرد بسوى پيغمبرى : كه برو به پادشاه جبّار آن مملكت بگو كه من ترا پادشاه نكردهام كه خون مردم بريزى و مالهاى ايشان را بگيرى ، بلكه براى اين ترا پادشاه كردهام كه صداهاى مظلومان را از من بازگيرى ، به درستى كه ترك مؤاخذه ستمهايى كه بر ايشان شود نمىكنم ، هر چند كافر باشند « 3 » .
و ايضا از حضرت امير ( عليه السّلام ) منقول است : كه ظلم كننده و يارى كنندهء او بر ظلم و كسى كه راضى بر آن ظلم باشد ، هر سه در گناه شريكند « 4 » .
و هر كه ظلم بر كسى بكند ، حق تعالى بر انگيزد كسى را كه مثل آن ظلم را بر او يا بر فرزندان او بكند « 5 » ، و هر كه حق مؤمنى را حبس كند ، حق تعالى در قيامت او را پانصد سال بر پا بدارد ، تا آن كه از عرقش رود خانهها جارى شود ، و منادى ندا كند كه اين است ظالمى كه حق خدا را حبس كرده ، پس چهل روز
هامش
« 1 » بحار الأنوار 75 : 343 ح 34 امالى الصدوق : 259 .
« 2 » ثواب الاعمال 310 باب عقاب وال يحتجب من حوائج الناس .
« 3 » بحار الأنوار 75 : 331 ح 65 الكافي 2 : 333 ثواب الاعمال : 242 .
« 4 » بنقل از امام صادق عليه السّلام بحار الأنوار 75 : 332 ح 67 الكافي 2 : 333 .
« 5 » مضمون حديث بحار الأنوار 75 : 325 ح 56 .