مشقر « 1 » ، دارين « 2 » ، غابه « 3 » است . خراج يمامه و بحرين طبق آنچه ابن مدبّر « 4 » در سياههء خراج سال 237 ه تنظيم كرده و در دفتر ثبت است به پول نقد پانصد هزار و ده هزار دينار ( 000 ، 510 دينار ) است .
و مقاطعهء عمان به پول نقد سيصد هزار دينار است .
اين نواحى در مملكت اسلام است كه ما مقدار خراج آنها را طبق معيار ميانگين بيان كرديم . و خراج بعضى از اين نواحى در اين زمان كم و زياد مىشود كه ما متوجه نمىشويم و از ما نيز كارى ساخته نيست . زيرا اين كار به سبب بى انضباطى و نداشتن دور انديشى انجام شده ، و باقى [ رسيدگى ] آن ممنوع بوده است . اين روشى ( در گرفتن خراج ) بوده كه همهء آنها را ذكر كرديم . و در اين جا نيز به صورت يك جا جمع و بيان مىشود تا به ذهن شخص دور انديش قابل فهم باشد :
شرح ( خراج ) آن ( نواحى ) به طلا و پول نقد سواد / صد هزار هزار و سى هزار و دويست درهم / ( 000 ، 200 ، 130 درهم ) اهواز / بيست و سه هزار هزار درهم / ( 000 ، 000 ، 23 درهم ) فارس / بيست و چهار هزار هزار درهم / ( 000 ، 000 ، 24 درهم ) كرمان / شش هزار هزار درهم / ( 000 ، 000 ، 6 درهم ) مكران / هزار هزار درهم / ( 000 ، 000 ، 1 درهم )
هامش
( 1 ) (MoschaQar)Moschakkar، ر ك به ابن خرداذبه ، صص 147 - 152 ؛ ابن فقيه ، صص 28 - 30 - 245 - 255 ؛ ياقوت ، ج 4 ، ص 541 .
( 2 )Daryn، ر ك به ابن خرداذبه ، ص 152 ؛ ابن فقيه ، ص 30 .
( 3 )Ghaba، ر ك به ابن خرداذبه ، ص 152 ؛ ابن فقيه ، ص 30 .
( 4 )Ibn al - Modabbir، ر ك به پاورقى متن ابن خرداذبه ، ص 77 .