صندل و مقل « 1 » كبود و غيره صادر مىشود .
جزيرهء زنجر « 2 » و جزيرهء نهروان « 3 »
47 - در مغرب جزيرهء ارين ، جزيرهء زنجر قرار دارد و آن نزديكترين جزيره به عراق است كه از آنجا عود بقم « 4 » ( چوبى است سرخ كه بدان رنگ كنند ) صادر مىشود و اين چوب در هيچجا غير از آنجا يافت نمىشود . در اين جزيره همچون جزيرهء كولم كه پيشتر گفته شد چهارپايان كه مشك شير « 5 » دارند فراوان است و كندر « 6 » رومى و فلفل « 7 » و قاقلى « 8 » و سيلخا « 9 » و زيرهء سياه « 10 » و
هامش
( 1 ) .Moyl .( معر . سر . مقلا ) يكى از گونههاى نخل كه آن را نخل دومPalmier Doumنيز گويند . . .
مقل هندى را مقل ازرق ( كبود ) نيز گويند . . . از اين درخت صمغى مانند ( صمغ سقّز ) حاصل مىشود كه به عنوان قابض به كار مىرود . به علاوه داراى خواص ضد دردهاى بواسيرى و نقرسى مىباشد ( فرهنگ معين ، ( معلّى - ييلاق ) ، ج 4 ، ص 4301 ) .
( 2 ) .Djazirat Zandjar .( 3 ) .Djazirat al - Nahrawan( 4 ) .Bayam( معرب بكم بگم ) درختى از تيرهء پروانهواران كه ارتفاعش تا 12 متر مىرسد در ضخامت بافتهاى اين گياه مادهء رنگينى به نام هماتين يا هماتوكسيلن وجود دارد كه براى ساختن رنگهاى بنفش ، آبى ، سرخ ، خاكسترى و سياه مورد استفاده قرار مىگيرد و در رنگرزى پارچههاى ابريشمى و پشمى به كار مىرود ( فرهنگ معين ( آ - خ ) ، ج 1 ، ص 556 ) .
( 5 ) . به معناى مشكافشان يا مشكى كه در حال بوپراكنى است .
( 6 ) . كندرKondor، صمغى است خوشبو كه از درخت كندر هندى بهدست مىآيد و جهت استفاده از رايحهء مطبوعش آن را در آتش مىريزند . . . نوع مرغوب كندر همان كندر هندى است كه سرخ رنگ است و انواع ديگر آن سفيد رنگ است . . . مانند نوع رومى آن ( ر . ك : فرهنگ معين ( ك - معلومه ) ، ج 3 ، ص 3090 ) .
( 8 ) . قاتلىQ yoll( معرب قبطى ) گياهى است از تيرهء بادنجانيان كه مانند آشنيان خاكستر حاصل از سوخته اش در صابون سازى به كار مىرود و در تداول عامه آن را شوره نامند ، علف شوره ( ر . ك :
فرهنگ معين ، ( د - ق ) ، ج 2 ، 2620 ) .
( 9 ) . يا سيلخهSalixa، گياهى است از تيرهء غارىها كه يكى از گونه هايى دارچين است و مانند دارچين معمولى مورد استفاده قرار مىگيرد ؛ دارچين ختايى ( چينى ) .
( 10 ) . زيرهZira ( - e )، گياهى است از تيرهء چتريان كه علفى و يكساله است و ارتفاعش تا 40 سانتىمتر مىرسد ، منشأ آن مصر عليا و سواحل نيل است و در ايران نيز كشت مىشود . . . ميوهء آن دو قسمتى به درازاى 4 تا 6 ميلىمتر و به قطر 2 ميلىمتر و بيضوى و در دو انتها باريك و مايل به رنگ خرمايى يا خاكسترى است ميوهء آن داراى تانن و رزين و روغنى است ( ر . ك : فرهنگ معين ، ( د - ق ) ، ج 2 ، ص 1771 ) .
( 7 ) . فلفلFelfel[ پلپل . . . ] گياهى است از راستهء دولپهاىهاى بىگلبرگ كه جزء تيرهء خاصى به نام