سنگهاى فراوانى از زبر جد عتيق يافت مىشود ، و در كنارههاى آن ( شهر ) مقدار زيادى صندل رنگين وجود دارد .
بت جيدقه « 1 »
37 - همچنين در چين مدينة الصّنم ( يا شهر بت قرار دارد ) كه به جيدقه معروف است . در اين شهر بتى « 2 » است كه اسكندر پسر فيليپ وقتى وارد سرزمين چين شد بخشى از آن را ويران كرد . مردم چين به جاى خداوند اين بت را پرستش مىكردند . و از همهء شهرها به سوى آن روى مىآوردند . اين بت از مرمر رنگين ساخته شده است و ارتفاع آن يكصد و بيست ذراع است .
ربع پايين آن چهارگوش ( مربّع ) است و ربع دوم آن هشتگوش [ پ
r
11 ] و ربع سوم آن ششگوش و ربع چهارم آن سهگوش ، و همهء گوشههاى آن با سرب گداخته قالببندى شده است . به لحاظ سبك بنا و استحكام شگفتى كه دارد بيننده گمان مىبرد كه آن بنا سنگ يكپارچهاى است . در اطراف اين بت صورت همه حيوانات زمينى از آدمى و درندگان و ديگر جانوران ترسيم شده است .
ابن جزّار در كتاب خود به نام عجائب البلدان آورده است كه در ماه نيسان همه درندگان و پرندگان و ميمونها به سوى اين بت روى مىآورند . اسكندر چون به اين شهر رسيد قسمت بالاى آنرا منهدم كرد ولى اين كار برايش اسباب زحمت و رنجى شد ، لذا آن را رها كرد و آن بت تا امروز باقى است .
ما شگفتىهاى چين را وصف كرديم . اينك بايد اوصاف ساكنان اين سرزمين و اخلاق و خوراك و نوشيدنىها و ميوههايى را كه دارند و ديگر
هامش
( 1 ) .Djaydaka .( 2 ) . احتمالا بت بودا بوده است .