مىنويسد ؛ اين اقليم وسط قسمت آباد زمين است و شامل يمن و مكه و طائف و قلزم و مصر و اطراف آن است و آن را در مركز اقاليم هفتگانه قرار داده است . « 1 »
اين نظريه كاملا مخالف با اقاليم ايرانى است كه مركز اقليمها را اقليم چهارم ، شامل خراسان ، جبال ، عراق ، شام ، و روم و . . . مىداند . مىدانيم كه اقليم اول طبق نظر ابن رسته ، از درياى هند عبور كرده . . . و آن دريا را قطع كرده و به سوى جزيرة العرب و سرزمين يمن كه در آن شهرهاى ظفار ، عمان ، حضرموت ، عدن ، صنعا . . . جرش ، مهره و سبا است ، عبور مىنمايد . « 2 » مىبينيم كه تا اندازهاى هم با آنچه زهرى در اقليم اول كتابش آورده ، اختلاف دارد .
همچنين مابقى اقاليم ديگرى كه او در كتابش ( صفحه 10 ) داده با آنچه كه ديگر جغرافيادانان دادهاند ، اختلاف دارد . معلوم نيست كه الگوى زهرى در ارائهء چنين تقسيمى براى اقاليم از چه كتابى بوده است . ديگر آنكه زهرى بر روش مكتب بلخى كه سرزمينهاى اسلامى را به بيست ناحيه يا ( اقليم ) تقسيم كردهاند كه در كتاب اصطخرى مسالك و ممالك و در كتاب اين حوقل صورة الارض مشاهده مىشود ، نيست ، و كتاب وى هيچ شباهتى با كتب جغرافيايى اين مكتب ندارد . زهرى در اين كتاب بيشتر توجه بر كتب عجايب دارد و در تمام كتاب از آثار شخصى به نام ابن جزّار كه مؤلف كتابى به نام عجايب البلدان بوده ، تكيه دارد و حتى كتاب او را گه گاه با نام أعاجيب الارض و المدائن « 3 » نام برده است . « 4 »
زهرى گه گاه نيز بعضى مطالب كتابش را به مسعودى مورخ معروف
هامش
( 1 ) . كتاب الجعرافية ، ص 10 .
( 2 ) . الاعلاق النفيسه ( ترجمه ) ، ص 110 .
( 3 ) . ر . ك : دايرة المعارف اسلام ، ج 3 ، چاپ دوم ، ص 777 .
( 4 ) . كتاب الجعرافية ، فهرست اشخاص و اعلام .