تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 739

مساهمون:

ص٧٣٩
آن حضرت شصت و چهار يا شصت و شش « 1 » و بنا به قولى ، صد نفر شتر قربانى را براى اين حج در نظر گرفت و ناجية بن جندب أسلمى خزاعى را مسؤول نگهدارى و هدايت آن‌ها كرد . پس از آن‌كه آن حضرت صلى الله عليه و آله به شجره در ذىالحليفه رسيد ، فرود آمد . اين‌جا ميقات اهل مدينه به سوى مكه بود . در آن‌جا پيامبر دستور داد كه افراد موهاى زايد بدن را زايل كنند و غسل به جاى آورند و در يك ازار و رداء مُحرِم شوند و كسانى كه رداء ندارند با إزار و عمامه محرم شوند و تحت الحنك‌هاى عمامه را بر شانه بيندازند . ورود رسول الله به ذىالحليفه در هنگامهء ظهر رخ داد . آن حضرت شب جمعه را در آن‌جا اقامت كرد تا اصحاب و قربانىها به وى برسند . پس از آن‌كه زنانش ، كه بر هودج‌هايى سوار شده بودند و تمام اصحاب و قربانىها به وى رفت رسيدند ، « 2 » صبر كرد تا ظهر شد . سپس غسل كرد و از اقامتگاه خود خارج شد و به كنار شجره [ درخت ] آمد و در آن‌جا نماز ظهر « 3 » را به صورت دو ركعتى « 4 » به جاى آورد و آن‌گاه قصد حج افراد كرد . « 5 » پس از آن فرمود كه يك قربانى بياورند . در سمت راست اين حيوان علامتى گذاشت و پيش از آن‌كه مُحرم شود ، يك جفت نعلين بر گردن آن آويخت و تمام اين كارها را رو به قبله انجام مىداد . پس از آن به ناجية بن جندب امر فرمود تا بقيهء قربانىها را إشعار [ علامت‌گذارى ] كنند و او اين كار را با همكارى دو جوان أسلمى انجام داد . سپس [ ناجية بن جندب ] از آن حضرت سؤال كرد : اگر يكى از قربانىها از راه رفتن عاجز شد ، آن را چه كنيم ؟ فرمود : آن را نَحر كن و افسارش را به خونش آغشته كن و بر پهلوى راستش بزن ، اما تو و همكارانت از گوشت آن نخوريد . « 6 » آن حضرت صلى الله عليه و آله حركت كرد تا به بيداء رسيد . در آن‌جا مردم در دو دسته صف كشيدند و
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 21 ، ص 399 به نقل از فروع كافى ، ج 1 ، ص 233 . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1089 - 1090 و در اعلام الورى آمده است آن حضرت به خاطر زايمان اسماء بنت عميس آن شب را در آن جا توقف كرد . ( 3 ) . بحارالانوار ، ج 21 ، ص 390 به نقل از فروع كافى ، ج 1 ، ص 233 ، 234 ، 245 . و آن حضرت در سفر نماز جمعه برگزار نكرد . ( 4 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1089 و در آن آمده است : آن حضرت بين مكه و مدينه نمازها را دو ركعتى به جاى مىآورد در حالى كه در امنيت بود و خوفى در كار نبود . ( 5 ) . بحارالانوار ، ج 21 ، ص 390 ، به نقل از فروع كافى ، ج 1 ، ص 233 مطلب به همين صورت آمده ولى آنچه در حديث و فقه معروف مىباشد اين است كه آن حضرت صلى الله عليه و آله حجّ قِران به جاى آورد ، چنان كه در الروضة البهية ، ج 1 ، ص 174 ، چاپ قاهره آمده است . ( 6 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1090 - 1091 به نقل از امّ سلمه و ابن عباس و ناجية .
تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 739 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسين على عربى