است . ما نمىدانيم كه چگونه او توانسته است ، چنين دخل و تصرفى در اين اشياء داشته باشد ؟ ! بدون شك ، اتفاقاتى از اين قبيل ، بهسبب نمايش ندادن گنجينه ضريح مطهر در موزه و ثبت نكردن محتويات آن در اسناد رسمى مىباشد ؛ بهطورىكه خادم حرم يا ديگران را ملزم به حفاظت از محتويات عمومى انبار نمايد . « 1 »
استاد محمد سعيد الطريحى در سال 1990 م ، گزارشى را دوباره به چاپ رسانيد كه كارشناس مصرى ، « محمد الماحى » آن را آماده كرده بود . محمد الماحى ، در سال 1937 م از عراق ديدن كرد . او از جانب حكومت مكلف شد در مجله خودش به نام « الموسم » ، شماره پنجم ، از سال دوم ، گزارشى را درباره وضعيت هداياى عتبات عاليات تهيه كند .
او در گزارش خود ، از تخريبها ، بىتوجهىها و سوء مديريتها ، سخن گفت . من نيز وظيفه خود مىدانم كه به مسئولان نگهدارى اين انبارها ، براى نجات دادن آن اشياء باارزش ، خطاب كنم و بخشى از گزارش محمد ماحى را درباره فرشى كه مساحت آن بيشتر از 9 متر مربع نيست ، نقل كنم . مىگويد :
من نمىتوانم مقدار ناراحتى و تأسفم را درباره آثار بىتوجهى و بىاحترامى كه به اين هدايا ديدهام ، به تصوير بكشم . آثارى كه از ارزش فراوانى برخوردار است ؛ براى نمونه اين قطعههاى موجود فرش ساخته شده از پشم و ابريشم ، اثرى است كه مردم اين عصر از ساخت يك نمونه همانند آن عاجزند . قطعههايى از پردههاى مزين با مرواريدهاى به نظم كشيده شده و ساير منسوجاتى كه پادشاهان و ميلياردرها براى داشتن آنها ، با هم رقابت مىكنند ، در حجرهاى انداخته شده است كه حجمش بيشتر از سه متر نيست و آفتاب اصلًا وارد چنين حجرههايى نمىگردد .
اين حجره ، فقط يك پنجره خيلى كوچك دارد كه آن هم بسته است و
هامش
( 1 ) . ر . ك : المفصل ، ج 2 ، ص 162 .