فرات براى مدت زمان بيشتر از يكصد سال متعلق به سرزمين حيره بوده است ؛ بهطورىكه مسيرش از آن زمان تاكنون ، باقى مانده است . آب اين رود در مكانى كه در همان زمان به نجف مشهور بود ، به درياى حبشه وارد مىگرديد . كشتىهايى نيز از كشورهاى چين و هند مىآمدند و بهسمت پادشاهان حيره مىرفتند . « عبدالمسيح بن عمرو بن بقيله غسانى » در زمان خلافت ابوبكر بن ابوقحافه ، ضمن بيان اين مطلب به خالد بن وليد ، به او مىگويد : « چه چيزى را به ياد مىآورى ؟ » خالد گفت : « كشتىهاى چين را كه پشت اين دژها هستند ، به خاطر مىآورم » . هنگامى كه آب اين مكان قطع گرديد ، دريا به خشكى تبديل گرديد . در نتيجه ، براى مدت زمان طولانى ، بخشى از دريا ، در آن زمان خشك شد . اگر كسى نجف را ببيند و بر آن شهر اشراف داشته باشد ، درستى گفتههاى ما براى او آشكار خواهد گرديد . « 1 »
اما دكتر مصطفى جواد ( رحمه الله ) ، سخن مسعودى را چنين تفسير مىكند :
اما ما اظهار نظر مسعودى را مؤيد وجود يك درياى حقيقى نمىدانيم . تنها چيزى كه از مطالب مسعودى بهدست مىآيد ، اين است كه آب رود فرات در اين مسيلها جارى بوده است و خندقى كه شاپور ذوالاكتاف ( 310 - 380 ميلادى ) كنده بود و در غرب فرات و بين مناطق مرتفع و پست واقع در غرب فرات ، وجود داشت ، آن را پشتيبانى مىكرد ؛ همانگونه كه دشتهاى واقع در زمينهاى مرتفع غرب صحراى سماوه قديم كه در شمال جزيرةالعرب قرار داشت ، آن را تقويت مىكرد . در نتيجه ، مسيلهاى وسيعى را كه به شكل دريا ديده مىشد ، تشكيل مىداد كه از بقاياى درياى شنافيه و همان درياى نجف مشهور مىباشد و از گذشتههاى دور تا به امروز ، به چنين اسمى مشهور بوده است .
هامش
( 1 ) . ر . ك : مروج الذهب ، مسعودى ، ج 1 ، ص 62 ؛ موسوعة العتبات المقدسه ، جعفر الخليلي ، ج 1 ، صص 14 و 15 .