هدف را برآورده مىساخت :
الف : هر مهاجرى از طريق بيرون آمدن از تحت ولايت كفر و شرك و درآمدن به ولايت مؤمنان كه اهل ولايت الهى و ولايت حقّند و درآمدن به زير پرچم عزّت و اقتدار و هجرت به آنجا كه پايگاه قدرت و امنيّت و ثبات براى مسلمانان است از استضعاف بيرون مىآمد و اين چيزى بود كه خداوند بر مردم واجب ساخته بود ، آنجا كه فرمود : « كسانى كه فرشتگان در حالى جان ايشان را مىستانند كه به خود ستم روا داشتهاند فرشتگان به آنان گويند در چه حال بوديد ؟ پاسخ دهند ما مستضعفان زمين بوديم . فرشتگان گويند : آيا زمين خدا وسيع نبود تا در آن هجرت كنيد ؟ آنان كه جايگاهشان دوزخ است و اين بدفرجامى است ، البته به استثناى مردان ، زنان و كودكان مستضعفى كه هيچ چاره و هيچ راهى ندارند . تنها آنانند كه اميد است خداوند از ايشان درگذرد و خداوند بخشنده و آمرزگار است . هر كس در راه خدا هجرت گزيند در زمين مهاجر پذيرهاى فراوان و گشايشى خواهد يافت و هر كس به قصد هجرت به سوى خدا و رسول از خانه بيرون رود و سپس مرگ او را دريابد پاداش او بر خداوند قرار گرفته و خداوند بخشنده و مهربان است » . « 22 »
تأكيد اين آيات در حالى است كه اين آيات ، نصّ صريح و الزام آور مىباشد و گريزى از اجراى آن نيست و فرمودههاى رسول خدا ( ص ) نيز صريح و ايجاب كنندهء هجرت است .
ب : هجرت يكايك مسلمانان به تجمّع مسلمين در مدينه مىانجاميد . در اجتماع قدرتى وجود دارد كه هرگز در فرد نيست و علاوه بر اين اين تجمّع به وحدت هر چه بيشتر مسلمانان و حفظ هيبت و اقتدار اسلام كمك فراوانى مىكند .
533 - ممكن است به مسألهء هجرت و لزوم هميشگى آن چنين اعتراض شود كه چگونه مىتواند هجرت از سرزمين استضعاف مسلمين به آنجا كه پايگاه قدرت اسلام است براى هميشه مطلوب و مورد توصيه باشد در حالى كه رسول خدا ( ص )
هامش
( 22 ) نساء / 101 - 97 .