قريش به همكارى با بنى بكر در تعرّض خود عليه خزاعه پرداخت پيامبر اكرم پيمان صلح خود با قريش را رها كرد و آمادهء فتح مكّه شد .
چهار : ابن قيم مىگويد از ديگر احكامى كه از ماجراهاى غزوه حديبيّه استفاده مىشود آن است كه مستحب است امام به منظور استفاده از بهترين آراء ، اطمينان نسبت به اطاعت و فرمانبرى سپاهيان ، پى بردن به مصالحى كه تنها برخى بدان آگاهى يافتهاند و نيز در پاسخ فرمان خداوند مبنى بر اين كه « در كار با آنان مشورت كن » به مشورت و نظرخواهى از سپاهيان خود بپردازد .
به اعتقاد ما نصوص قرآنى ايجاب مىكند كه امام با رعيّت در ادارهء امور آنان مشورت كند هر چند كه اين امر در مورد جنگ مستحب است .
پنج : هر گاه مشركان ، فاجران و فاسقان و بدعتگزاران خواهان امرى شوند كه موجب پاس داشتن حرمتهاى الهى و يا يك خواستهء حق است به اين خواسته پاسخ مثبت داده مىشود ، مگر آن كه اين كار موجب جرأت يافتن آنان عليه صاحبان حق يا موجب همكارى با گناهكارى براى انجام گناه شود و البتّه اين مسأله اى بسيار دقيق است ، چرا كه به دست آوردن و يافتن حقى كه به باطلى بينجامد كارى است بس دقيق كه جز از عهدهء مؤمنان و از صاحبان درك سالم برنخواهد آمد .
شش : حرم تنها منحصر به مسجد الحرام نيست بلكه شامل آن و مناطق اطراف مكّه تا شعاع مشخّصى نيز مىشود .
هفت : كسى كه در حج يا عمره محصور شده در همان محلّ كه راه بر او بسته شده است قربانى خود را مىدهد . محصر به كسى گفته مىشود كه به منظور حجّ يا عمره احرام بسته ولى از رسيدن به خانهء خدا بازداشته شده است .
هشت : صلح با كفّار در صورتى كه مشتمل بر مصلحتى براى مسلمانان باشد جايز است ، هر چند در اين صلح ستمى بر مسلمانان رود و اين ستم آشكار نيز باشد ، زيرا معيار فرجام كار است اگر چه ستم موجب ضررى بر مسلمانان باشد از
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 37
مساهمون: حسين صابري
ص٣٧